اوست كه در ضمن آيات قرآن به زبان عربى فصيح و روشن فرستاده شده و بوسيلهء روح الامين بر قلب پيغمبر ما صلّى الله عليه و آله و سلّم فرستاده شده تا مردم را انذار كند .
و امّا اطاعت از پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم بر دو قسم است :
اوّل : در احكام جزئى كه بيان خود پيغمبر است براى تعيين حدود احكام كلّى و قيود و شرائط آنها ، كه به قانون گذارى و تشريع احكام باز ميگردد .
دوم : احكامى است كه در موضوعات و مسائل روزمرّه زندگى ، كه مربوط به ولىّ است بعنوان والى و امام بر مردم از پيغمبر صادر مىشود .
و در اين قسم ، تشريع الهى دخالتى ندارد ، بلكه اين گونه اوامر و نواهى از شخص پيغمبر از جهت احاطه او به مصالح مردم ، و حوادث و پيش آمدهاى زندگى صادر مىشود .
و اين دو قسم اطاعت از پيغمبر با اطاعت از خدا و آيات قرآنيّه مغايرت دارد ، از اينرو اطاعت رسول را با عطف به اطاعت خدا متّصل كرده ، و عطف دلالت بر مغايرت دارد .
و بواسطه همين مغايرت و دوگانگى ، خداوند لفظ امر به اطاعت را تكرار نموده است .
و امّا اولى الامر در هر زمان و موقعيّتى كه باشند اجازه تشريع ندارند ، بلكه منصب امارت و حكومت و ولايت بر مردم ، در موارد مختلف با آنهاست ، و اولى الامر فقط از اين جهت با پيغمبر شريكند .
و به جهت اين نوع اشتراك ، يعنى اشتراك در تصدّى امور و ولايت بر مردم ، خداوند اطاعت آنها را بدون تكرار لفظ امر به اطاعت ( اطيعوا ) واجب كرده است .
اولى الامر بايد معصوم از گناه و خطا باشند ، و گرنه امر به اطاعت خدا و پيغمبر ، با امر به اطاعت از ايشان امر به ضدّين ، بلكه متناقضين خواهد بود ، و اين مطلب بر خداوند محال است . چنانچه فخر رازى در تفسير خود به آن اعتراف نموده ،
رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٧