مىكند و دليل انعقاد اين مطلب مهمّ اسلامى را روشن ميسازد . و به همين مقدار براى روشن شدن مطلب بسنده مىشود .
اما رواياتى كه در اين مورد به آنها استناد مىشود
قبل از شروع بحث در آنها ناچاريم يك اصل و قاعدهاى كلّى تأسيس كنيم ، كه در موقع شكّ در شرط بودن امرى در قضاوت و حكومت بر آن اصل و قاعده تكيه كنيم و در موقع نبودن دليل اجتهادى بر شرطيّت آن مورد ، به آن اصل و قاعده تمسّك جوئيم .
و براى انجام يك بحث كامل بايد مقدّماتى را ذكر كرد :
بحث در ولايت به عنوان مقدّمهء بررسى روايات در باب قضاوت و حكومت
مقدّمهء اول
قضاوت و حكومت شعبهاى از شعبهها و شأنى از شئون ولايت است . و ولايت امرى بس بزرگ و شأنى بسيار بلند مرتبه است . زيرا ولايت عبارت است از حكومت بر جان و مال و ناموس و آبرو و ديگر شؤون مردم و تصرّف در آنها .
و در حقيقت ، ولايت عبارت است از رهبرى و بدست داشتن مصالح مردم و بهره بردارى از نعمتهاى الهى و به ثمر رسانيدن استعدادهاى نهفته در وجود آنها به بهترين و كاملترين وجه .
بنابراين اگر اين منصب به افراد لائق و شايسته واگذار شود ، مردم در امور دنيا و آخرت در كمال تنعّم و سعادت به سر خواهند برد ، و بسوى تكامل حقيقى خود رهسپار خواهند شد ، و در دنيا به گواراترين زندگى و بهترين سعادت نائل خواهند گرديد ، و در عين حال به آخرين درجه كمالات انسانى اوج خواهند گرفت ، و در آخرت نيز از نتائج اعمال و كردار نيك خود بهرهمند خواهند شد ، كه دنيا مزرعه آخرت و بازار تجارت آنجاست ، و در بهشت از تمام نعمتهاى مهيّا