و پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم زن را از نطق و خطابه ، ممنوع ساخته ، كه مردان سخن وى را نشنوند ، زيرا ممكن است فسادى در پى داشته باشد . پس منع وى از قضاوت كه لازمه آن سخن و كلام و چيزهاى ديگر نيز هست ، به طريق اولى لازم است . « 1 »
علّامه در كتاب « قواعد » گويد : در قاضى شرط است : بلوغ ، عقل ، مرد بودن ، ايمان ، عدالت ، حلال زادگى و علم ، پس قضاوت كودك گرچه در مرز بلوغ باشد نافذ نيست . تا آنجا كه گويد : همچنين زن صحيح نيست گرچه واجد بسيارى از شرايط باشد . « 2 »
و در « تحرير » گويد : در قاضى ، بلوغ ، عقل ، ايمان ، عدالت ، حلال زادگى ، علم و مرد بودن شرط است . تا آنجا كه گويد : قضاوت براى زن در حدود و غير حدود منعقد نميشود . « 3 »
محقّق حلّى در « شرايع » گويد : در قاضى ، بلوغ ، عقل ، ايمان ، عدالت ، حلال زادگى ، علم و مرد بودن شرط است . قضاوت براى زن ، گرچه واجد بقيّه شرائط باشد جائز نيست . « 4 »
شهيد در كتاب « لمعه » ، مرد بودن را از شرائط قضاء شمرده ، و شهيد ثانى در « شرح لمعه » آن را تأئيد نموده است . « 5 »
و شهيد در « مسالك » نيز گويد : شرط مرد بودن ، براى قاضى از اين است كه زن قابليّت اين منصب را دارا نيست ، زيرا مجالست با مردان و صدا برآوردن در ميان آنان ، لائق شأن او نيست ، و قاضى به اين كارها اجبار پيدا مىكند و پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : « قومى كه زن متولّى امور آنها شود ، رستگار نخواهد شد » . « 6 »
هامش
( 1 ) « خلاف » طبع سنه 1383 ، ج 2 ، كتاب « قضاء » ص 590 .
( 2 ) « قواعد » ج 2 ، كتاب « قضاء » ص 201 .
( 3 ) « تحرير الاحكام » كتاب « قضاء » ص 179 .
( 4 ) « شرايع » چاپ محمّد كاظم - كتاب « قضاء » ص 273 و 274 .
( 5 ) « شرح لمعه » چاپ محمّد كاظم ، ج 1 ص 200 .
( 6 ) « مسالك » ج 2 ، صفحه اوّل از كتاب « قضاء » .