الغطاء » دارد كه ميگويد :
جهاد برحسب اختلاف متعلّقات آن به پنج قسم تقسيم مىشود :
اوّل : جهاد براى حفظ كيان دولت اسلامى ، و آن در هنگامى است كه جماعت كفّار سزاوار غضب الهى ، قصد حمله به سرزمينهاى مسلمانان و شهرها و روستاهاى آنها را نموده و براى اين منظور با تمام قوا و امكانات خود مهيّا شدهاند ، تا كفر را سربلند و اسلام را واژگون ساخته ، در بلاد مسلمين ( بجاى بانگ اذان ) ناقوسها را بصدا در آورند ، كنيسهها و كليساها بنا نموده و شعائر اسلامى را محو و نابود سازند ؛ و ديانت به نام موسى و عيسى عليهما السّلام بر مسلمين مسلّط شود ، كفر شدّت يابد ؛ و قائلين به تثليث ، و منكران توحيد آفريدگار ، و ديگر عقائد باطله همچون روسها - كه خداوند به حقّ محمّد و خاندان او خوارشان سازد - بر مسلمين استيلا يابند .
در اينحال اگر به قدر كافى از مسلمانان براى دفاع بسيج شوند ، از بقيّه ساقط مىشود ، و گرنه اقدام بر آن ، بر همه مسلمين جهان كه توانائى هجرت و قدرت سركوب دشمن را دارند و بر هر كس كه ميتواند براى اين كار نيرو و سپاهى بسيج نمايد ، چه در زمان غيبت ، يا با حضور امام عليه السّلام واجب است . و اجازه امام عليه السّلام ، و در زمان غيبت امام ، حضور مجتهد ( جامعالشرائط ) چنان كه خواهد آمد لازم است ؛ و امام ميتواند از اموال مسلمين در اين راه به قدر لازم بردارد .
دوّم : جهاد براى دفع اشرار از تسلط بر جان و عِرض مسلمين است ، كه به ناموس مسلمين ( زنان و كودكان ) متعرّض ميشوند . و اين جهاد بر هر فرد حاضر و غايب واجب مىباشد ، در صورتىكه حاضرين قادر بر دفع آنها نباشند . و براى رئيس مسلمين جائز است كه براى اين قسم از جهاد ، از اموال مسلمين بهقدر لزوم جهت دفع دشمنان بردارد ، در صورتى كه خود مسلمانان مورد تجاوز نتوانند آن اشرار را دفع بنمايند ؛ و اين اجازه براى رئيس مسلمين ، تفاوتى نمىكند در اينكه امام عليه السّلام حاضر باشد و ليكن قدرت بر دفع نداشته باشد ؛ و يا آنكه غائب باشد ؛ و يا اينكه مجتهد فقيه حاضر باشد ، و يا غائب باشد ؛ و ليكن اجازه گرفتن از مجتهد در اين صورت سزاوارتر است .
رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٣