و در « رياض » پس از آنكه شروط « 1 » هشتگانه جهاد را كه از آن جمله ذكوريّت است بر شمرده گفته است : در اينمورد ( ذكوريّت ) هيچ خلافى را از فقهاء نديدهام ( كه كسى ذكوريّت را شرط لازم براى وجوب جهاد نداند ) .
بلكه در اين مطلب ( ذكوريّت ) اجماع در عبارات گروهى از فقهاء وجود دارد چنان كه در كتاب « غُنيه » به اجماع در مورد تمام شرايط ذكر شده تصريح دارد ، تا جائىكه ميگويد : و در كتاب « منتهى » درباره بلوغ و مرد بودن اشاره به اجماع شده است بلكه در آن دو شرط و نيز شرط دوم و سوم ( عقل و آزادى ) و نابينائى نيز تصريح به اجماع فقهاء شده است .
چند تذكّر
تذكّر اوّل - قدر متيقّن آن است كه جهادى كه شرعاً از عهده زن برداشته شده است ، جهادى است كه ابتداءً از ناحيه مسلمين براى دعوت كفّار به دين اسلام شروع ميگردد ، و امّا در مورد ساير اقسام جهاد ممنوعيّت در همه آنها معلوم نيست بلكه وجوب بعضى از اقسام آن بر زنان مسلّم است .
در « مسالك » پس از آنكه ذكوريّت را در وجوب جهاد شرط مىكند ميگويد : بدان كه جهاد داراى اقسامى است :
قسم اوّل : اين است كه ابتداءً از طرف مسلمين براى دعوت به اسلام شروع مىشود و اين همان جهادى است كه مشروط به بلوغ و عقل و آزادى و ذكوريّت و غير آن و اجازه امام يا نائب او مىباشد و وجوب آن بنا بر اجماع علماء كفائى است .
قسم دوم : اينكه مسلمين مورد تجاوز دشمنان كافر واقع شوند و دشمن بخواهد
هامش
( 1 ) و اين شروط نزد صاحب كتاب رياض عبارتست از : بلوغ ، عقل ، آزادى ، ذكوريّت ، و اينكه پير و زمين گير و نابينا و همچنين مريض نباشد .