مكاتبات و مباحثاتى كه در قضيّهء تشكيك در وجود ، و وحدت وجود ، در ميان دو عالم بزرگوار : آقاى حاج سيّد أحمد كربلائى ، و آقاى حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى رضوان الله عليهما صورت گرفت ؛ و بالاخره مرحوم حاج شيخ ، قانع به مطالب عرفانيّهء توحيديّهء آقا حاج سيّد أحمد نشدند ، بعد از رحلت مرحوم آقا سيّد أحمد ، يكى از شاگردان مرحوم قاضى به نام آقا سيّد حَسَن كشميرى كه از همدورگان آقاى آية الله حاجّ شيخ على محمّد بروجردى ، و آقا سيّد حسن مسقطى ، و آن رديف از تلامذهء مرحوم قاضى بود ، بناى مباحثه و مكالمه را با مرحوم حاج شيخ محمّد حسين باز كرد ، و آن قدر بحث را بر اساس استدلالات و براهين مرحوم حاج سيّد أحمد تعقيب كرد كه : حاج شيخ را ملزم به قبول نمود . « 1 »
داعى مؤلّف بر نشر مكاتيب و تذييلات
امّا داعيهء اين حقير بر نشر مكاتبات و تذييلات بدين صورت ؛ عُمدةً براى دو علّت بود :
اوّلًا براى حفظ اصل مكاتيب و تقديم نسخهء صحيح ، و بدون غلط و تصحيف آن ، براى صاحبان علم ، و حكمت ، و براى عاشقان ، و پويندگان راه عرفان ، از علماى أعلام كه با دقّت ملاحظه نمايند ؛ و اين مسائل عميق و دقيق را مورد نظر و بحث و مطالعه و مراجعهء به كتب قرار داده ، و در عين حال با پيمودن راه عملى و سلوك فعلى ، در صقع روحشان جاى دهند ، و قدرى از كثرت و زياده روى در بحثهاى بى فايده ، و قيل و قالهائى كه نفس را ملول كند ، و دل را قساوت آورد ، و روح را خسته و تاريك نمايد ، بكاهند ؛ و به اين نفايس نظرى و شهودى كه از ذخائر آثار رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم و پيشوايان بحقّ و أوصياى اوست بهرهمند گردند .
روى آوردن به مسائل توحيديّه ، و مطالعه و بحث در مسائل وارده در « اصول كافى » ، و « توحيد » صدوق ، و غيرهما از قبيل كتب كه حقّاً مشام جان را به عطر و طِيب نسايم خُلد ، و بهشت رضوان و جَنّت الذات و اللِّقاء عِطرآگين مىكند ؛ از الزم واجبات است .
ثانياً براى حفظ همان شش تذييلى بود كه : حضرت استادنا الاعظم آية الله الحقّ و سند الحكمة و عين المعرفة ، به نام تذييلات و محاكمات در ميان اين دو
هامش
( 1 ) شاهد ديگر بر قبول مدّعاى حضرت سيّد ( ره ) و اعتراف و اقرار به مذهب عرفاى بالله از حضرت شيخ ( ره ) أبياتى است كه آية الله اصفهانى در « تحفة الحكيم » كه ديوان شعر و منظومهء حكمت ايشانست ذكر نمودهاند . ايشان در اين كتاب ( از طبع نجف اشرف ، ص 40 و 41 ) دربارهء الاتّحاد و الهو هويّة سرودهاند :صَيرورة الذّاتَين ذاتاً واحِدَه * خُلفٌ مُحالٌ و العقولُ شاهِدَه ( 1 )
و ليس الاتّصالُ بَالمُفارقِ * مِنَ المُحالِ بل بمعنًى لائقِ ( 2 )
كذلك الفَناءُ فى المَبدإ لا * يُعنَى به المحالُ عندَ العقلا ( 3 )
إذِ المحالُ وحدة الإثنينِ * لا رفعُ إنّيّتِه فى البَينِ ( 4 )
و الصّدقُ ، فى مَرحلة الدَّلالة * فى المَزجِ و الوَصلِ و الاستِحالة ( 5 )
فالحملُ إذ كانَ بمعنَى هُوَ هُو * ذو وَحدة و كَثرة ، فانتَبِهوا ( 6 )شاهد ما در بيت چهارم مىباشد كه دليل بر بيت سوّم - كه دلالت بر امكان فنا دارد - آورده شده است . و اين عين مطلب عرفا مىباشد و مرحوم حاجّ سيّد احمد كربلائى غير از اين چيزى نمىگويد . رحمة الله عليهما رحمة واسعة شاملة .
همانطور كه در مقدّمهء اين كتاب مبارك ، حقير آوردهام تولّد آية الله حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى در دوّم شهر محرّم الحرام سنهء 1296 و رحلتشان در شب يكشنبه پنجم ذوالحجّة سنهء 1361 بوده است ، و بنابراين مدّت عمرشان از 66 سال تمام فقط 27 روز كمتر خواهد بود ؛ يعنى 65 سال و 11 ماه و 3 روز ، و چون منظومهء حكمت را همانطور كه خودشان در پايان آن مرقوم داشتهاند در 29 ربيع الاوّل سنهء 1351 به اتمام رسانيدهاند ، بنابراين اتمام آن 10 سال و 8 ماه و 5 روز زودتر از خاتمهء حياتشان خواهد بود . و چون اين مدّت را از تمام عمرشان كسر نمائيم ، 55 سال و 2 ماه و 28 روز خواهد گرديد . بدين معنى كه ايشان منظومه را در اين مدّت از عمرشان خاتمه دادهاند .
و امّا راجع به آية الله حاج سيّد أحمد كربلائى ( ره ) حقير هر چه تفحّص نمودم مبدأ ميلادشان را بدست نياوردم ، ولى ارتحالشان در عصر جمعه 7 شوّال سنهء 1332 بوده است . و چون مرحوم حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى ذكر فرمودهاند : ورود حضرت سيّد براى تحصيل در محضر مجدّد پس از سنهء يكهزار و سيصد بوده است و چندين سال در محضر وى بوده و سپس به نجف اشرف مشرّف شده و از محضر آيات الله عظام : حاج ميرزا حسين خليلى و حاج ميرزا حبيب الله رشتى و آخوند ملّا حسينقلى همدانى استفاده نموده است و از مبرّزترين تلامذهء آخوند گرديده است كه ساليان دراز تحت تعليم و تربيت او بوده است ، و چون ميدانيم : ارتحال آخوند در 28 شهر شعبان سنهء 1311 واقع گرديده است ، و نيز ميدانيم : چنانچه مشهور است ، مرحوم حاج سيّد أحمد پيرمرد نبودهاند و علّت ارتحالشان ابتلا به مرض سلّ بوده است ؛ روى تمام اين مقدّمات اگر فرض كنيم : ايشان در وقت تشرّف به سامرّاء بيست و دو ساله بودهاند و وقت ورود را هم 1302 فرض كنيم ، در اين صورت مدّت عمرشان 52 سال و تولّدشان در سنهء 1280 خواهد شد .
و چون دانستيم : حضرت شيخ در زمان ارتحال ايشان 36 ساله بودهاند ، بنابراين ردّ و بدل مكاتبات در پيش از 36 سالگى شيخ و پيش از 52 سالگى سيّد اتّفاق افتاده است . و اتمام انشاء منظومه دقيقاً 18 سال و 5 ماه و 22 روز پس از ارتحال حاج سيّد احمد بوده است . و اين به خوبى حاكى از آن مىباشد كه مرحوم شيخ در اين مدّت تغيير رأى داده و به عقيدهء عرفاء بالله معتقد گرديدهاند .