تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
پنداشته‌ايد كه در برون است ؛ چون نيك بنگرى ، در درون آنست . و اين معناى صرافت در وجود است ، كه از آن به وحدت حقّهء حقيقيّه تعبير كرده‌اند . و اگر ما طبق برهان براى ذات حضرت احديّت چنين وحدتى را اثبات نموديم ؛ آن گاه آن را بشرطِ لاى از موجودى از موجودات و تعيّنى از تعيّنات قرار داديم ؛ او را از وحدت بالصّرافه خارج نموده ؛ و به واحد عددى مبدّل ساخته‌ايم . و هذا خُلْفٌ . و بنابراين مرجع اين برهان سوّم ، برهان خُلْف است .

بزرگانى كه تصريح دارند بر آنكه شبههء ابن كمّونه بدون توحيد وجود قابل حلّ نيست

و مطلب چهارم آنست كه : شبههء ابن كَمُونه بدون قائل شدن به وحدت بالصّرافة ذات أقدس حقّ و تشخّص در وجود ، أبداً قابل حلّ نيست . و تمام بزرگان از أعيان علماء كه از اين شبهه پاسخ داده‌اند ؛ گرچه از ارباب كشف و شهود هم نبوده‌اند ؛ همچون مير سيّد شريف جُرجانىّ ، و ملّا محمّد قاسم إصفهانىّ ، و ملّا أحمد أردبيلى ، و ملّا محسن كاشانىّ و ملّا جلال دَوانى ، و ملّا قطب الدّين شيرازى ، و ملّا قطب الدّين رازى و شيخ مقتول شهاب الدّين سُهْرَوَرْدىّ : شيخ الإشراق ، و شيخ محمّد خِضِرىّ ، و شيخ حسين تنكابنىّ ، و ملّا عبد الرّزّاق لاهيجى ، و صدر المتألّهين شيرازى ، و غيرهم از أكابر مهرهء فنّ و خصّيصين فلسفه و حكمت ، دفع اين شبهه را فقط از راه وحدت حقّهء حقيقيّهء وجود ، كه از مسلّمات ارباب كشف و شهود است ، كرده‌اند . « 1 » و ما قبل از اينكه وارد بيان شبهه و دفع آن گرديم ، باز مطالبى را در اثبات وجود بالصّرافة ذات اقدس حضرت أحديّت ، از بزرگان فنّ مىآوريم ؛ و سپس شبهه و دفع آن را متذكّر مىگرديم :

كلام صدر المتألّهين در بسيط الحقيقة كلّ الاشياء

صدر المتألّهين شيرازى قدّس الله سرّه در « أسفار » ، فى ذكر نَمَطٍ آخر من البرهان على أنَّ واجب الوجود ، فَرْدانىُّ الذّات تامُّ الحقيقة ؛ لا يخرج من حقيقته
هامش
( 1 ) « مفتاح النبوّة » طبع رحلى سنگى ص 12 ، كه تأليف حاج مولى محمّد رضاى كوثر ابن محمّد أمين همدانى و متوفى در سنهء 1247 است . شرح حال وى را در « الذَّريعة » ج 11 ، ص 352 و در « طبقات أعلام الشيعة الكرام البررة » ص 549 آورده است . اين كتاب فارسى است و در باب نبوّت خاصّه بر ردّ نصارى و سرهنگ انگليسى : پارى هنرى مارتن ، نگارش يافته و ديباچهء آن به قلم ميرزا أبو القاسم قائم مقام فراهانى است . انشاء اين كتاب در سنهء 1232 بوده است .
توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 280 | السيد محمد حسين الطهراني