كه در روايت يونس بن عبد الرّحمن ، حضرت رضا عليه السّلام به او گفتند : بگو : مَا شاءَ اللهُ و نگو : بِمَا شَاءَ اللهُ .
و اين است معناى بين الامرين كه همهء عوالم را فرا گرفته ، ملك و ملكوت را إحاطه نموده است .
در روايت كلينى از علىّ بن إبراهيم ، از محمّد بن عيسى ، از يونس بن عبد الرّحمن از جماعت بسيارى از روايان ، از حضرت باقر و حضرت صادق عليه السّلام آورده است كه قالا : إنَّ اللهَ أرْحمُ بخلقه مِنَ أنْ يُجْبِرَ خَلْقَه على الذُّنُوبِ ثُمَّ يُعَذَّبِهُمْ عَلَيْها . و اللهُ أعَزُّ مِنْ أنْ يُريدُ أمْراً فلا يكون . قال : فَسُئِلَا عليهما السّلام : هَلْ بَيْنَ الخَيْرِ وَ القَدَرِ منزلَة ثالثة ؟ !
قالا : نَعَمْ أوْسَعُ مِمّا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الارْضِ . « 1 »
آرى همين أمر بين الامرين است كه حقيقة وسعتش از فاصلهء زمين تا آسمان بيشتر است .
و در روايت ابو طالب قمّى ديديم كه حضرت فاصله و ميانهء جبر و تفويض را لُطْفٌ مِن رَبِّكَ آوردهاند . زيرا لطف به معناى استيلاء مُلكى حقيقى است كه در نهايت دقّت و خفا است . نامرئى و نامشهود است .
إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ
« 2 » يعنى خداوند نافذ با نفوذ دقيق است كه از شدّت دقّت و ظرافت و لطافت ، اين نفوذ پنهان است ، و كسى را توان ادراك رؤيت و طريق نفوذ او در اشياء نيست .
پس هر جا ممكنى هست ، از عقول مجرّده ، و نفوس كليّه ، تا برسد به عالم طبع و مادّه و أظلم العوالم ؛ در هر جا ، و در همه جا ، و با همه چيز ، خداوند موجود است و معيّت دارد ؛ تا چه رسد به أفعال اختيارى انسان .
شرورِ أفعال ، بديها و زشتيها ، قبائح و مُنكرات ، همه از ناحيهء ماهيّت بنده
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ، ج 1 ، ص 159 .
( 2 ) اسم لطيف در هفت جاى از قرآن كريم به خداوند إطلاق شده است ؛ ولى ، اين عبارت در دو مورد آمده است : اوّل در آيه 63 ، از سورهء 22 : حجّ ؛ و دوّم در آيه 16 ، از سورهء 31 : لقمان .