تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
إذَا كانَتِ الْعِلَّة الاولَى مُتَّصِلَة بِنَا لِفَيْضِهِ عَلَيْنا وَ كُنَّا غَيْرَ مُتَّصِلينَ بِهِ إلَّا مِنْ جَهَتِهِ ؛ فَقَدْ يُمْكِنُ فِينَا مُلَاحِظَتُهُ عَلَى قَدْرِ مَا يُمْكِنُ لِلْمُفَاضِ عَلَيْهِ أنْ يُلَاحِظَ المُفيضَ . فَيَجِبُ أنْ لَا يُنْسَبَ قَدْرُ إحَاطَتِهِ بِنَا إلَى قَدْرِ مُلَاحَظَتِنَا لَهُ . لِانَّهَا أعْزَّرُ وَ أوْفَرُ وَ أَشَدُّ اسْتغْرَاقاً . و بنا بر آنچه گفته شد ، أوّلًا بدست مىآيد كه : ما هيچ راهى براى شناخت حقّ أزلى - تعالى شأنه - جز از راه شناخت خودمان و صفاتمان نداريم . و ثانياً نهايت شناخت و معرفت ما به همان طريقى است كه آن حقّ أزلى جلّ شأنه ، ما را بر آن نهج آفريده ، و پس از ايجاد ، حيات و صفات ، و عقل و نفس و مثال و فعل بخشيده است . و بالاخره چون وجود كوچك ما معلول ، و مخلوق ، و دست پروردهء اوست ؛ و از خودش در ما به وديعت نهاده است ؛ و ما را ظهور و بروز صفات اسماى خود فرموده است ؛ بنابراين از آنچه ما در خود از وجود و أصل هستى ، و نفس ، و كيفيّت وحدت نفس ما با صفات ، و غرائز ، و عقائد ، و صُورَ خياليّه ، و مثال ، و أفعال خارجى خود مىيابيم ، به همان گونه مىتوانيم آن را دربارهء خدا اثبات كنيم . البتّه با حذف نقائص و سلب‌ها و امور عدميّه‌اى كه ذات أقدس او از آنها مبرّى است . ما دربارهء ذات و صفات خود مىبينيم كه : أسماء و صفات ما عينيّت مفهومى و مصداقى با ذات ما ندارند . زيرا در وقتى كه مستغرق در ذات خود و توجّه به آن هستيم ، توجّه به صفات خود نداريم ؛ و ما دربارهء أفعال خود مىبينيم كه : آنها پرتوى و تراوشى از نفس خود ما هستند ، و جدائى و افتراق ندارند . نفس ماست كه در مقام ظهور ، از آن فعلى سر مىزند ، و در وقت صدور فعل ، با آن هو هويّت دارد ؛ و در عين حال استقلال و وحدت خود را حفظ مىكند . نفس ما با تمام أفعال ما اتّحاد و هو هويّت دارد ، و در عين حال عين آنها نيست . دربارهء حقّ تعالى هم مىگوئيم : بسيطُ الحقيقة كلّ الاشياء و لَيْسَ بشىءٍ مِنْها . و اين است مفاد و شرح عبارت مرحوم صاحب مكتوب پنجم : آقا سيّد أحمد كربلائى طهرانى كه در أواخر آن گويد : و بهترين طريق براى معرفت اين كيفيّت وحدتْ يا كثرت ، معرفت نفس و كيفيّت سريان اوست در جميع مراتب از شئون خود ، از عقل و خيال و طبع ، و صدور أفعال خارجيّه از او ؛ و عينيّت اوست با هر