تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
رابطهء دوستى و الفت و پيوند و بستگى برقرار كند . عالم وجود تماماً بدون استثناء ، نسبت به ذات أقدس حضرت حقّ - جلّ و علا - معانى حرفيّه هستند . أسماء و صفات خدا قائم به ذات حقّ مىباشند ؛ از خود استقلالى ندارند . و گرنه از اسميّت و صفتيّت بيرون مىروند ؛ و ديگر از كيفيّت ذات أقدس حكايتى ندارند ؛ و نحوهء تلبّس ذات به صفت را نمىرسانند .

مِنكَ ، و إليكَ ، و لكَ ، و بكَ

موجودات كه از اضافهء إشراقيّهء حضرت حقّ پديد آمده‌اند ؛ همگى معانى حرفيّه‌اند ؛ يعنى خودنما نيستند ، خدا نما هستند . بود نِيَنْد ؛ بلكه نمودند . زيرا نه در وجود ، و نه در صفت هيچ گونه استقلال ندارند . ذاتاً و صفة ، جوهراً و عَرَضاً ، وجوداً و ماهيّة قائم به ذات حقّند ؛ و به هيچ وجه من الوجوه استقلال و اتّكاء به خود ندارند ، آنچه دارند از خداست و به سوى خداست و براى خداست و به واسطهء خداست : مِنْكَ و إلَيْكَ وَ لَكَ وَ بِكَ . همگى خدا را نشان مىدهند ؛ صفات خدا را و أسماء خدا را ، علم خدا را ، قدرت خدا را ، حيات خدا را و و و . . . غاية الامر هر يك به حسب سعهء وجودى و ظرف ماهوى خودشان ، همگى كلمهء خدا هستند ؛ و عالم همه كتاب خداست . كلمه عبارت است از گفتارى كه حكايت از ضمير و نيّت و افكار درونى و پنهانى مىكند . تمام عالم وجود ، حكايت از ضمير الهى كه همان مشيّت مطلقه ، و ارادهء أزلى و أبدى و سرورى اوست دارند .
به نزد آنكه جانش در تجلّى است * همه عالم كتاب حقّ تعالى است عَرَض إعراب و جوهر چون حروف است * مراتب همچو آيات وقوف است ازو هر عالمى چون سوره‌اى خاصّ * يكى زان فاتحه ديگر چو إخلاص « 1 »
اينجاست كه مسألهء توحيد با مقابل آن ، در يك نظر جدا و متميّز مىشوند : اگر به موجودات عالم كه داراى معناى حرفى هستند ، به نظر استقلال بنگريم ، و آنها را داراى وجود حقيقى بدانيم ، همان معناى نسبت حرفى در نظر ما تبديل به
هامش
( 1 ) از أبيات عارف عالى مقدار شيخ محمود شبسترى ، در « گلشن راز » است .
توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 185 | السيد محمد حسين الطهراني