موردى انتزاع حيوة ؛ و هكذا ؛ بعد موردى را نائل شود كه هر يك از اين عناوين را كه با وى بسنجد ، او را واجد بيابد .
صرفُ الوجود ، واجد جميع كمالات وجودى است
و از اينجا معلوم شد كه : مرتبهاى از وجود كه صرف بوده واجد جميع كمالات وجودى است ، خواه به لحاظ صرافت كه حدّى است در عين لا حدّى ، و خواه به لحاظ واجديّت جميع كمالات به شرط وحدت ، كه عرفاء اين دو لحاظ را دو مرتبه دانسته ، و مقام أحديّت و مقام واحديّت مىنامند . زيرا جميع اين عناوين ، به بالاتر از يك جنس عالى صادق و محمولند .
و بايد دانست كه : همهء آنچه را كه ذكر شد در جاى خودش مبرهن كردهايم ؛ و تفرّع او را به مسلك تشكيك وجود بيان نمودهايم ؛ اگرچه در اينجا نظر به ضيق مقام غالباً از بيان برهانى صرف نظر شد .
عرفاء تشكيك وجود را در ظهورات مىدانند ، نه در مظاهر
امّا عرفاء چون تشكيك را در ظهورات مىدانند ؛ نه در مظاهر ، چنانچه گذشت ، لهذا حدود وجود را مراتب تعيّنات علمى حقّ سبحانه مىگيرند ؛ و گويند : أوّل تعيّن بودن ، وجود حقّ است نفس ذاته كه تعيّن أحدى است ؛ و تعيّنِ أحدى به جهت صرافت ، منشأ تعيّنِ واحدى است كه جامعيّت جميع كمالاتست بنحو وحدت ؛ و بقيّهء أسماء واحداً بعد آخر از اين مقام منتشى هستند ؛ و موجودات امكانى هم از آنها با تفصيلى كه در كتبشان مسطور است . و ازاينجهت مرحوم سيّد ( ره ) كلام مرحوم شيخ ( ره ) را كه تعيّن أحدى و واحدى را به لحاظ عقل نسبت داده بود ، تبديل به لحاظ حقّ سبحانه نمود .
ختم كلام استاد علّامهء آية الله طباطبائى قدّس الله سرّه .
و از اين به بعد آنچه خواهد آمد ، كلام حقير فقير : سيّد محمّد حسين حسينىّ طهرانى عفى الله عنه : تلميذ و شاگرد استاد علّامهء طباطبائى رفع الله قدره و أعلى منزله مىباشد .