تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
نزديك وى حدّى تهيّه كرده ، و او را معرّفى كرده و مىشناساند . پس آنچه از ماهيّات أشياء پيش ما حاصل است ، همانا ماهيّت أعراض محسوسه مىباشد ؛ و يا ماهيّت أعراض محسوسه به علاوهء ماهيّت جوهر مادّى .

حمل عِلْم و وجود ذهنى بر خارج ، حمل حقيقة و رقيقة است

و در تذييل اوّل گفتيم كه : اصيل ثابت در خارج همانا حقيقت وجود است ؛ كه مشكّك و داراى مراتب مختلفه است ؛ و از ماهيّات در متن أعيان و صحنهء خارج خبرى نيست ؛ و علم به وجود مادّى بما أنّه مادىٌ تعلّق نمىگيرد ، بلكه عند العلم بالمادىّ علم متعلّق مىشود به يك موجود مجرّدى كه در مرتبهء فوق مادّه از وجود تقرّر دارد ، و عقل او را به جاى مادّه پذيرفته ، و حكم به عينيّت مىكند ؛ و اگرچه بينهما حمل موجود است ، ولى به حسب حقيقت حمل حقيقة و رقيقة است ؛ نه حمل اوَّلى ، و نه حمل شايع ؛ و اين همان ماهيّت اعتبارى سرابى است . و از اين روى عند العقل يك سلسله مفاهيم لا يترتّب عليها الآثار به نام ماهيّات اشياء پيدا مىشوند ؛ و اينها عبارتند از عدّه‌اى از ماهيّات مستقلّهء در وجود ، و در لحاظ ، يا مستقلّهء در لحاظ ؛ و ماهيّات نسبيّهء غير مستقلّهء به لحاظ كه ظهورات و انعكاسات استقلالات و نسب موجوده در عالم تجرّد مىباشند . و استقلال در لحاظ تابع استقلال وجودى است به وجهى كه اگر چنانچه استقلال وجودى ماهيّت جوهرى را از دستش بگيريم ، نسبتى از نسب خواهد بود ؛ و اگر نسبتى را در مهد استقلال لحاظ كنيم ، مستقل به لحاظ خواهد بود ، مثل معنى ابتداء و مِن حرفى ؛ و از اين روى مىتوان حكم كرد ؛ به اينكه موجودات دو قسم بيشتر نيستند ؛ ذات مستقلّ و نسبت غير مستقلّ ، اگرچه نسبِ غير مستقلّه نيز دو قسم مىباشند : نسب محقّقهء با طرفين ، و نسب محقّقهء با يك طرف . زيرا همان حيثيّت عدم استقلال را در نفس وجودات عَرَضيّه كه وجودات للغير مىناميم ، مىيابيم ؛ غاية الامر به بيشتر از يك طرف محتاج و مفتقر نيستند .

از لحاظ مفهوم نسبى بطور استقلال ، مفهوم اسمى حاصل مىشود

و اين اگرچه نظريهء جديدى است در تقسيمات ثلاثِ وجود كه : تقسيم إلى ما بنفسه و بغيره ، و إلى ما لنفسه و لغيره ، و إلى ما فى نفسه و فى غيره ، بوده باشد ؛ و فروع زياد بر وى مترتّب است ؛ ولى چنانچه بر ناقد بصير مخفى نيست ، منافات با قول جمهور حكماء در اين باب ندارد . و بالجمله إدراك يك عدّه مجرّدات