پرواز عقل به آن مقام بلند پرواز نكند ؛ و بادام هيچ وصفى ، و نعتى ، و اسمى ، و بيانى ، و عبارتى ، و ايماء و إشارتى ، شكار نشود ؛ حتّى خود اين بينان هم ساقط است .
عنقا شكار كس نشود دام بازگير * كانجا هميشه باد به دست است دام را
ديگر اينكه : هر معنائى فرض شود ، خواه از قبيل ماهيّات إمكانيّه كه أعيان ثابته شان مىگويند ، يا مراتب وجود كه حدود وجوديّه شان مىخوانيم ، مثل علّت ، و معلوم ، و متقدّم ، و متأخّر ، و مادّى ، و مثالى ، و مجرّد ، و خواه معانى عامّهء كليّه كه أسماء و صفات باشند ، مثل علم ، و قدرت ، و حيوة و غيرها ، تعيّنى است از تعيّناتِ حقيقتِ وجود ، و تقييدى از تقييدات إطلاق ذاتى ، زيرا مرجع آنها يا به صرافت و إطلاق وجود خواهد بود ؛ يا به محدوديّت و تقييد آن . و على أىّ تقديرٍ حدّى و تعيّنى است از حدود و تعيّنات إطلاق ذاتى چنانچه دانستى .
وجود واحد شخصى است ، و وجود موجودات ، عاريه است ، نه مِلكى و حقيقى
و ديگر اينكه : همانطور كه در ماهيّات به مسلك تشكيك وجودى گفتيم كه : مظاهر مراتب عاليه وجوديّه مىباشند ، نظير آيينه و صورت آيينه ؛ به همان نحو همهء تعيّنات وجودى ، مظاهر ذات مطلقه جلّ ثناها مىباشند . و در حقيقت وجودى از خود و در خود ندارند . پس همه موجود هستند با وجود مستعار و مجازى ؛ و حقيقتى كه در آنها مشاهده مىشود كنار از آنهاست ؛ نه در كنار آنها . پس وجود ، واحدِ شخصى است . و موجودات اگرچه زياد هستند ، لكن وجود عاريه دارند ؛ نه وجود حقيقىِ ملكى .
لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ
. « 1 »
و ديگر اينكه : اين نظريّه ، نظريّهء تشكيك وجود را إبطال نمىكند ؛ بلكه نظريّهء فوق آن را اثبات مىكند . يعنى يك نظر ديگرى اثبات مىكند ، و حقيقتى را تشخيص مىدهد ، كه به موجب آن ، نظر أوّلى صورت مجازيّت اتّخاذ مىكند .
نظريّهء وحدت در وجود ؛ نظريّهاى است أدق از تشكيك
و بالجمله چنانچه حكماى يونان ، بحث در أحكام ماهيّت كرده ؛ و با براهين احكامى از براى آنها إثبات مىكردند ؛ و چون حكماى إسلامى نظريّهء أصالت و
هامش
( 1 ) آيه 1 ، از سورهء 64 : تغابن ؛ و همچنين در آيه 111 ، از سورهء 17 : اسراء آمده است كه :وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً .