تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توحيد علمى و عينى در مكاتيب حكمى و عرفانى ( به ضميمه تذييلات) (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

ذات بعد از فرض محوضت و بساطتش ، ضمّ اعتبار به او ممتنع است

أمّا مقام ذات ، بعد از اعتراف به محوضت و صرافت ، ضمّ اعتبارى به او غلط ، بلكه خلاف فرض خواهد بود . و أمّا أعظم أسماء ، مقام محمّدى صلّى الله عليه و آله و سلّم بودن ، برهانش عرض شده بود ؛ و هى الجامعة بين الاحديّة و الواحديّة ؛ و تقديم مقام أحديت و واحديت توطئه و تمهيدى براى شرح مقام محمّدى بوده . و اين حقير اطلاق لفظ احديّة الجمع بر او نكرده ، - و إن كان كذلك بحسب الاصطلاح عند بعض أولم يكن - فضلًا از آنكه تصريح كنم كه متَأخّر از مقام واحديّت است كه نسبت به اين داعى داده ايد . و در اين نوشتهء اخير كه حاضر است ؛ همچه عرض نكرده‌ام ، و در نوشتجات سابقه كه حاضر نيست ، بسطى در اين مقام يادم نمىآيد داده شده باشد ؛ و چنين عبارتى عرض شده باشد ، كه سبب زحمت سركار شود . بلى اسم جَمع نه أحديّة الجمع « 1 » در بعض عرايض سابقه مذكور شده ؛ و سبب اشتباه شده بود ، و جواب او هم عرض شده بود ، و او دخلى به مقام أسماء و صفات نداشت ؛ و ذكر شده بود كه : مراد جميع أشياء بما هى أشياء است . و أمّا كلمات أهل معرفت ، كه اصطلاحات عرايض بنده مبتنى بر اصطلاحات نبوده ؛ و آنچه عرض كرده‌ام با برهانش إشاره كرده‌ام ؛ يا قضايا قياساتها معها بوده اند . خداوند إدراك حقايق مرحمت فرمايد ؛ و اگر توفيق إدراك اصطلاحات نيز مرحمت فرمايد ، كمال مرحمت خواهد بود . الحال كه توفيق تأمّل در مرادات ايشان نبود ؛ و غرض متعلّق به تأمّل در آنها و تصديق و عدم تصديق در آنها نيست ؛ وَفّقنا الله للعلم النَّافع و العمل الصَّالح .
علم رسمى سر بسر قيل است و قال * نه ازو كيفيّتى حاصل نه حال
هامش
( 1 ) مولى عبد الرّزاق كاشانى در كتاب « اصطلاحات » ص 88 در هامش كتاب « منازل السّائرين » گويد : الاحَد هو اسم الذات باعتبار انتفاء تعدّد الصفات و الاسماء و النسب و التعيّنات عنها . الاحَديّة اعتبارها من إسقاط الجميع . الاحديّة الجمع اعتبارها من حيث هى هى بلا إسقاطها و لا إثباتها بحيث تندرج فيها نسبة الحضرة الواحديّة .