و همين اسلام است كه در حديث قاسم صيرفى حضرت صادق عليه السّلام فرمود : الإسلام يحقن به الدّم ، و يؤدّى به الأمانة و
هامش
سوّم آنكه معنى اخلاص را به ولايت تفسير فرمودهاند چنان كه در « امالى » طوسى ج 2 ص 201 با اسناد خود گويد :
عن اللّه تقدّست أسماؤه و جلّ وجهه قال : إنّى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا وحدى ، عبادى فاعبدونى ، و ليعلم من لقينى منكم بشهادة أن لا إله إلاّ اللّه مخلصا بها أنّه قد دخل حصنى و من دخل حصنى أمن عذابى . قالوا : يا بن رسول اللّه و ما اخلاص الشّهادة للّه ؟ قال : طاعة اللّه و رسوله و ولاية أهل بيته عليهم السّلام .
و در « معانى الاخبار » ص 370 و « ثواب الاعمال » ص 7 و « توحيد » صدوق ص 25 و در « جواهر السّنيّة » ص 156 و نيز در « جواهر السنيّة » ص 222 از « امالى » صدوق در ذيل روايت كلمة لا إله إلاّ اللّه حصنى از حضرت رضا عليه السّلام نقل كردهاند كه فلمّا مرّت الرّاحلة نادانا : بشروطها و أنا من شروطها .
چهارم آنكه نقش ولايت را حصن قرار دادهاند چنان كه در « معانى الاخبار » ص 371 با اسناد خود گويد كه : يقول اللّه تبارك و تعالى : « ولاية علىّ بن أبي طالب حصنى فمن دخل حصنى أمن من نارى . و نيز عين اين حديث را با سند ديگر در « جواهر السنيّة » ص 225 از « امالى » صدوق نقل كرده است . و ايضا در « جواهر السنيّة » ص 262 از ابو على حسن بن محمّد الطّوسى در « امالى » خود از پدرش مرحوم شيخ طوسى با اسناد متصل خود نقل كرده است كه قال اللّه تعالى : ولاية علىّ بن أبي طالب حصنى من دخله أمن نارى .
بارى از مجموع اين روايات استفاده مىشود كه همهء آنها مىخواهند يك حقيقت را بيان كنند و آن تسليم در مقابل ارادهء مطلقهء خدا و اعتراف به ربوبيّت مطلقهء او در تمام مظاهر امكان است لذا آن دسته از روايات كه مطلق لا إله الاّ اللّه را حصن شمرده است منظور و مراد حقيقت اين كلمه است كه البتّه بدون اخلاص و ولايت معقول نخواهد بود .
و رواياتى كه ولايت را حصن قرار داده يا توحيد را منضمّا به شرط ولايت حصن شمرده است تفسير و تأويل همان دستهء اول از روايات است نه مطلب زائدى . فتأمّل و افهم .
چون نظير اين جمعى را كه ما در اينجا نموديم در بسيارى از روايات بايد اعمال گردد و به همين طريق جمع نمود و در واقع جمع بين مجمل و مبيّن يا مطلق و مقيّد است لذا قدرى بيشتر توضيح داديم .