و مراد از هجرت مع الرسول ، و جهاد في سبيل اللّه - در اين عوالم - هجرت باطنيّه و جهاد باطنى است ، كه هجرت كبرى ، و جهاد اكبر است .
اما هجرت صغرى و جهاد اصغر داخل در وظايف عالم دوّم است كه ايمان باشد و خليفه و قائم مقام آنها در زمان عدم تمكّن از هجرت صغرى و جهاد اصغر ، هجرت از ارباب معاصى و أبناء دنيا به باطن و ظاهر و امر به معروف و نهى از منكر است . « 1 » و همچنانكه هجرت اين سفر هجرت كبرى و جهاد اين مسافر جهاد اكبر است ، همچنين شرط اين سفر است كه اسلام و ايمان مجاهد ، اسلام و ايمان اكبر باشد . و تا به اسلام اكبر و ايمان اكبر داخل نشود و عالم آنها را طىّ نكند مجاهدهء في سبيل اللّه كما هو حقّه كه امر به آن شده كه
جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ
( سورهء حج ، آيه 78 ) صورت نبندد .
و بعد از طىّ اسلام و ايمان اكبرين طالب را رسد كه دامن طلب بر ميان زند و با رسول باطنى به معاونت رسول ظاهرى يا خليفهء آن مهاجرت كرده قدم در ميدان مجاهده نهد . و اين دو عالم را نيز طىّ كند تا به فوز « قتل في سبيل اللّه » فائز گردد .
هامش
( 1 ) - در جلد 1 « محاسن » برقى ص 285 حديث رقم 426 از ابى النّعمان از حضرت باقر عليه السّلام وارد است كه قال :
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : أ لا انبّئكم بالمؤمن ؟ المؤمن من ائتمنه المؤمنون على أموالهم و أمورهم . و المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده و المهاجر من هجر السيّئات و ترك ما حرّمه اللّه عليه .