نيز بسا باشد كه استاد سالك را باز امر به صعود بعضى از اين درجات و در ذكر سفرى ديگر كند كه مناسب داند .
[ ذكر ذاتى ]
سالك چون درجات را تمام كرد به ذكر ذاتى شروع كند . و آن به اين نحو است كه : متوجّه ملاحظهء حضرت عزّت ، مجرّد از لباس حرف و صوت و بىتقييد به صفت مخصوص عربى و فارسى گردد ، و نگذارد كه ملابسات حوادث از جسم و عرض و جوهر زحمت آورد . « 1 » و اگر به سبب قصور نتواند بنابر حديث رأيت ربّى نورانيّا « 2 »
هامش
( 1 ) - اين عبارت را مصنّف ( ره ) بعينه از عبارت جامى در شرح رباعيّات خود : « از درون سر آشنا و از برون بيگانه وش - اين چنين زيبا روش كم مىبود اندر جهان » اقتباس و اخذ كرده است .
چون جامى در ص 72 اين مطلب را إلى قوله : « بر صفت نورى نامتناهى برابر بصيرت دارد » از بعضى عرفاء قدّس الله أسرارهم نقل كرده است ، بدون كم و زياد .
( 2 ) - اين روايت را بدين عبارت در هيچيك از مجاميع حديث شيعه و عامّه نيافتم بلى در صحيح مسلم در كتاب « ايمان » ص 111 از ج 1 با اسناد خود از عبد الله بن شقيق از ابى ذر روايت مىكند قال : سألت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : هل رأيت ربّك ؟
قال : نور أنّى أراه .
و بنا به نقل « المعجم المفهرس » ترمذى و احمد حنبل نيز عين اين عبارت را در مجاميع خود آوردهاند .
و نيز مسلم در « صحيح » در ج 1 ص 111 از كتاب « ايمان » با اسناد خود از عبد الله بن شقيق آورده است كه قال :
قلت لأبى ذرّ : لو رأيت رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لسألته . فقال : عن أىّ شيء كنت تسأله ؟ قال : كنت أسأله هل رأيت ربّك ؟ قال ابو ذرّ : قد سألت فقال : رأيت نورا .
و نيز بنا به نقل « المعجم المفهرس » احمد حنبل و ترمذى در مجاميع خود نيز -