تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
و هر يك از آنها به جمعى و بسطى . و خفىّ نيز منقسم مىشود به قالبى و نفسى و به اين سبب از براى ذكر درجات حاصل مىشود و كيفيّت صعود درجات به اين ترتيب است . « 1 »
هامش
بر خارج قلب ، چنان كه از عبارات بعدى رساله و در اوّل شرايط خمسه كه خواهد آمد به دست مىآيد . و الله العالم . ( اين حاشيه در هامش رسالهء به خطّ علاّمهء طباطبائى مد ظلّه بود و چون اين حقير از ايشان سؤال نمودم كه اين حاشيه انشاء شما است ؟ فرمودند : بلى و آن را از « طرائق » استفاده نموده‌ام ) . ( 1 ) - در « خزائن » نراقى ( ره ) ص 335 فرمايد : فائدة : در بعضى از رسائل عرفا ذكر را هفت مرتبه ذكر كرده‌اند : قالبى ، و نفسى ، و قلبى ، و سرّى ، و روحى ، و عيونى ، و غيب الغيوب . تفصيل آن آنست كه : ذاكر در ابتداى انابت كه هنوز ذكر در باطن او سرايت نكرده باشد و سير او در سلوك از محسوسات جزئيّه نگذشته مداومت او را بر ذكر زبان ، قالبى گويند . و چون او را به سبب تكرار و مواظبت ، تبديل بعضى از اخلاق ذميمه حاصل شود ، و اثر ذكر را در نفس خود ادراك نمايد و به تعقّل معنى ذكر مسرور شود آن را ذكر نفسي گويند . و چون سير او به نهايت عالم عنصر رسد و به واسطهء تبديل بعضى اخلاق ذميمه فى الجمله نفس را صفائى حاصل شود و گرد كدورات صفات نفسانى ، و بشرى فرو نشيند حلاوت ذكر در وى اثر كند و شوق مذكور بر وى غالب شود ، بى تحريك زبان ، ذاكر گردد و گاه باشد كه آواز ذكر دل مانند صداى كبوتر و قمرى بشنود و او را ذكر قلبى گويند . و در اين مرتبه سير او در باطن تا بدايت افلاك رسد . و چون صفاى قلب بيشتر شود اثر نورانيّت ذكر قلبى در وى تصرّف نمايد و سرّ او از التفات به غير في الجمله فارغ شود و او را ذكر سرّى گويند . و گاه باشد كه اثر تحريك دل در اين ذكر نيز مثل صدائى كه از انداختن مهره -
رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى) — صفحة 188 | السيد محمد مهدي بحر العلوم