تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
بر صفت نورى نامتناهى برابر بصيرت دارد ، و اگر به صفت غير متناهى نتواند ، به هر چه تواند تصوّر نمايد ، و آنا فآنا تصوير نفى آن و در احاطه و نورانيّت صعود كند .

[ ذكر كبير ]

و اين مرحله بس نفيس است . و چون مسافر از اين درجات گذشت به ذكر كبير مشغول گردد كه ذكر نفى و اثبات مركّب است . « 1 »
هامش
به لفظ « رأيته نورا » روايت كرده‌اند . بارى گرچه ضبط حديث اول را به طور استفهام « نور أنّى أراه » در كتب مطبوعه ضبط كرده‌اند ، ولى محتمل است كه اين طرز ضبط از ناشرين باشد و اصل حديث : « نورانى أراه » با ياء نسبت و جملهء خبريّه باشد . چون راوى حديث در هر دو صورت فقط عبد الله بن شقيق از ابى ذر غفارى است ، و بسيار قريب است كه بگوئيم كه هر دو يك روايت است ، غاية الامر رواة حديث آن را نقل به معنى نموده‌اند ، و اختلاف در لفظ حديث پيدا شده است . و الله أعلم . ( 1 ) - بايد دانست كه در اصطلاح عرفاء ذكر نفى و اثبات مركّب لا إله الاّ الله است . و او را نفى و اثبات گويند ، چون متضمّن دو جمله است : اول جملهء لا إله موجود كه نفى است . دوم الله موجود كه اثبات است . و آن را مركّب گويند ، چون لفظ الله اسم ذات با ملاحظهء استجماع جميع اسماء و صفات اوست ، در مقابل ذكر نفى و اثبات بسيط كه لا إله الاّ هو يا لا هو إلاّ هو است . و « هو » اشاره به ذات بسيط است بدون ملاحظهء اسم و صفتى . و لكن با دقّت نظر معلوم مىشود كه لا إله الاّ الله دو جملهء نفى و اثبات نيست بلكه يك جملهء نفى بيش نيست . توضيح آنكه : اگر مستثنى را كه لفظ « الله » باشد « منصوب » بخوانيم جملهء مركّب از نفى و اثبات مىشود ، و هر يك از مستثنى و مستثنى منه مطلبى را بيان مىكنند . و ليكن مستثنى در اين جمله « مرفوع » است و هميشه لا إله الاّ اللّه گفته مىشود بنا بر اين اعراب « الله » كه همان رفع باشد به عنوان بدل از « إله » خواهد بود كه محلا مرفوع -