چنين گفتهاند ، و من تقديم مجمع البحرين را بر تربّع ترجيح مىدهم . و حبس نفس و توجّه به قلب صنوبرى و تصوّر خروج جميع
[ ذكر به طريق مجمع البحرين ]
هامش
مشايخ نقشبنديّه است . و اين ذكر را حمايلى و هيكلى گويند .
و نوع ديگر آنست كه با رعايت قوّت و حفظ نفس سر را برابر ناف آورده « لا » را بر قطر مذكور بالا كشد . و « إله » را بر جانب راست به قصد مذكور فرود آورد و باز « الاّ » را بر همان قطر بالا كشد ، و « الله » را از جانب چپ به دل فرو برد . و اين نوع را خفىّ و چهار ضرب ناميدهاند .
و نوعى ديگر كه آن را « مجمع البحرين » گويند آنست كه جنبين كه طرف ناف و حلق باشد به دو دائرهء كامله منقسم سازند ، يكى دائرهء نفى كه بر داشتن « لا » است به دستور مذكور ، و فرود آوردن « إله » از طرف راست كه چنان كه باز به ناف متصل شود بر هيئت دائرهاى كه اين دو كلمه قوسين آن باشد ، و آن را دائرهء امكان تصور كند ، چنان كه هيچ ممكنى از آن خارج نباشد ، تا همه در نفى داخل باشند . و ديگرى دائرهء اثبات كه آن برداشتن « الاّ » است به همان دستور فرود آوردن « الله » از طرف چپ بر هيئت مذكوره كه قوسين اين دائره باشد كه در تصوّر دائرهء وجوب است .
شيخ نجم الدين رازى در « مرصاد العباد » گفته كه : اين ذكر را جبرئيل امين تعليم سيّد المرسلين كرد ، و آن حضرت بعد از فريضهء صبح به آن اشتغال مىنمود و آن را به صاحب سرّ خود و ولىّ عهد خود علىّ مرتضى آموخت و از آن حضرت به اولاد اطهار او منتقل شد .
و اربابان عرفان آيه شريفهء :وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِرا به اين ذكر تفسير نمودهاند و عطف ( دون الجهر ) را غير از اذكر في نفسك دانستهاند . و ( دون ) را به معنى نزديك گرفتهاند و آن را به ذكر اخفاتى كه واسطهء ميان جهر و اخفات است تفسير نمودهاند . انتهى .
أقول : مراد آن مرحوم از نوع اوّل همان طريقهء جزر و مدّ ، و مراد از نوع دوم كه چهار ضرب است همان مربّعى است كه مصنّف ( ره ) بيان فرموده . بنا بر اين با آنچه را كه نراقى ( ره ) ذكر كرده است مراد مصنّف از تربّع و جزر و مدّ و مجمع البحرين واضح مىشود .