و بسى مظاهر را قوّهء تحمّل ندارد . پس نورانيّت آن يا ظهور نمىكند يا او را مجنون مىسازد يا مبتلا به امراض صعبه مىگرداند ، چون ذكر كبير و اكبر و اعظم . « 1 » پس چون طالب عزم ذكر كرد ، بعد از طىّ مراحلى كه بر آن سبقت دارد و مظهر ذكر خود را ارشاد يافت ، و بايد البتّه از اذكار صغيره باشد و در مراتب ذكر صغير بايد به ترتيب صعود نمايد . « 2 » و بيان آن اينست كه ذكر اقسامى دارد :
خيالى و نفسى و سرّى و ذاتى .
و خيالى منقسم مىگردد به قالبى و خفىّ .
و از اينها هر يك به اثباتى و ثبتى . « 3 »
هامش
( 1 ) - مراد از ذكر كبير لا إله إلاّ الله است . و از ذكر اكبر الله و از ذكر اعظم لا إله الاّ هو است چنان كه خواهد آمد .
( 2 ) - يعنى پس از آنكه مقدمات ذكر را طى نمود و محلّ بروز و اوّلين مرتبهء ظهور ذكر خود را پيدا نمود .
و مراد از اذكار صغيره ، ذكر الحىّ و يا نور و يا قدّوس و محيط و عليم و امثالهاست در مقابل ذكر « كبير » و « اكبر » و « اعظم » كه خواهد آمد .
( 3 ) - به نحوى كه از تضاعيف كلمات بعدى از اين رساله دستگير مىشود مراد از ذكر اثباتى آنست كه ذاكر در مقام دعوى و اثبات مضمون ذكر باشد .
و مراد از ذكر ثبتى آنست كه مقصود ثبوت خود معنى باشد در خارج و حقيقت و از اين جهت اثبات بر ثبت مقدم است كه اقرب است به اوّل حال سالك و متضمّن كثرت و از وحدت أبعد و دور تر است .
و مراد از ذكر جمعى آنست كه توجّه ذاكر در حين ذكر به قلب بوده باشد .
و مراد از ذكر بسطى آنكه توجّه ذاكر به خارج بوده ، ذكر را منبسط نمايد -