[ در ذكر ]
و چون سالك قلب خود را مسخّر و از نجاسات خواطر مطهّر ساخت ، قدم در دائرهء ذكر نهد . و اهمّ امور در اين مرحله مراعات ترتيب است ، و بدون آن طالب از راه باز مىماند ، بلكه به اخطار عظيمه مبتلا مىگردد . « 1 » و مبادى ذكر حقيقت ذكر است چه ، مطلوب در مذكور مختفى است .
پس غرض كلّى از آنها تهيّه از براى ذكر و تزيين خانه است . پس استاد را ارشاد ترتيب ، و طالب را ملاحظهء آن از اوجب واجبات است .
و جماعتى در ترتيب ، مبدأ را استحضار شخص نورانى استاد خاصّ كه ولىّ است قرار مىدهند و بعد ذكر خيالى قالبى مىآموزند و من اين را تجويز نمىكنم . « 2 »
هامش
( 1 ) - مبادى شىء چيزى را گويند كه علاوه بر اينكه در ابتداى آن شىء باشد جنبهء علّيّت و مسبّبيت براى آن شىء را نيز داشته باشد .
و شايد مراد مصنّف ( ره ) از مبادى تصوّر خيالى ، صورت استاد عامّ و عمل در اسم و مسمّاى ولىّ باشد كه آنها مورث ذكر و به عبارت ديگر نيز مىتوان گفت كه حقيقت ذكر است ، چون مراد كه همان مذكور باشد در ذكر و اسم و مسمّاى ولىّ مختفى است . و غرض كلّى از اين عمل در اسم و مسمّى بعد از نفى خاطر ، آماده كردن منزل ذهن براى ذكر و تزيين خانه براى نزول مذكور است .
بنا بر اين استاد بايد هميشه طالب را پس از طىّ مبادى ذكر به ذكر امر فرمايد ، و در درجات ذكر ترتيب را مراعات كند . و طالب نيز بايد پيوسته امر استاد را در ترتيب ملاحظه نموده و پيوسته مرعى دارد تا از خطرات محفوظ بماند .
( 2 ) - بدانكه در اصطلاح عرفا ذكر غير از ورد است :
ورد عبارت است از ذكر لفظى كه بر زبان جارى مىشود .
و ذكر عبارت از توجّه به معنى با مرور به قلب يا بدون آن .