و چون به مواظبت بدين طريقه قوّتى از براى ذكر و غلبهء بر خاطر حاصل شد ، مأذون است كه در دفع تتمّهء خواطر به مبادى ذكر توسّل جويد ، به استحضار خيال استاد خاصّ يا صور خياليّهء كتبيّهء قالبيّهء أسماء الله مناسب سه حال بىتوجّه به معنى آن . « 1 » و بعد از في الجمله ترقّى ، او را توجّه به نورانيّت استاد خاصّ و ذكر نفسى خيالى جائز است تا بالمرّه خاطر مندفع گردد . « 2 » و اگر احيانا بر سبيل اختلاس چيزى در حوالى قلب گذر كند چون داخل مراتب ذكر و فكر شود إن شاء الله مندفع مىگردد .
و خطر اين مرحله افتادن به ورطهء عبادت اصنام و كواكب و اجسام است . چه توجّه به شىء ، مورث انس و حبّ به آن است . و چنانچه متوجّه ، قدم از اينجا بيرون نهاد به پرستش آنچه به آن متوجّه بود مبتلا گردد .
هامش
نه طرح شود هيچ نمىماند .
و عدد « وسيط » را اطلاق كنند بر حروف ابجدى با طرح 12 ، 12 از آن .
و عدد « اكبر » را اطلاق كنند بر حروف ابجدى با تضعيف ده برابر . مثلا حرف « ى » بعد اكبر عدد صد خواهد بود .
و شايد مراد مصنّف ( ره ) از عدد كبير همان حروف ابجدى از 1 تا 1000 است و چون قسيم با عدد مفصّل ذكر كرده است ، همان عدد مجمل خواهد بود كه شرح آن را اخيرا بيان كرديم .
( 1 ) - مراد آنست كه در خيال خود صورى را از اسماء الله مناسب حال خود به طور كتابت تصوّر كند و توجه به آنها نمايد فقط ، بدون ملاحظهء معانى آنها ، و اينست مراد از لفظ قالبيّه كه مصنّف ( ره ) آورده است . و مراد از سه حال همان حالى است كه براى سالك در اثر « استغفار » و ذكر « يا فعّال » و ذكر « يا باسط » پيدا مىشود .
( 2 ) - منظور از ذكر خيالى نفسى ، آنست كه ذكر را با زبان بگويد و توجّه به معناى آن نيز داشته باشد .