قلب صنوبرى ( كه جسمى است در جانب يسار ) نمايد ، و بالكليّه متوجّه آن گردد و در هيچ حالى از آن غافل نشود و بجز خيال آن خيال ديگر را راه ندهد . و اگر خاطر حمله كند « 1 » و تشويش دهد احضار خيال صورت استاد عامّ كه مصدر ذكر و مناسب ذاكر و از بعضى از مخاطر « 2 » دور است فائدهء تمام كند .
و الاّ سه نوبت نفس به قوّت زند چنان كه از دماغ چيزى بيرون مىراند و خود را خالى سازد و بعد از آن به توجّه مشغول شود .
و اگر همچنان به توجّه خاطر عود كند بعد از تخليه به طريق مذكور ، سه نوبت استغفار كند و سه نوبت بگويد :
هامش
( 1 ) - بدانكه اين طريقى را كه مصنّف ( ره ) براى نفى خواطر ذكر فرموده است بعينه همان طريقهء نقشبنديه در نفى خواطر است ، و غالب عبارات و جملاتى را كه مصنّف در اين باب آورده است از گفتار او : « توجه به يكى از محسوسات » تا گفتار او : « ملول نشود و به آثار ملالت ترك كند » از كتاب « شرح رباعيّات » عبد الرّحمن جامى كه از نقشبنديه و تابع طريقهء خواجه محمّد نقشبنديه بوده اتّخاذ و اقتباس شده است . حتى در غالب عبارات عين عبارات كتاب مزبور بدون كم و زياد اخذ و حكايت شده است . و از آنجا كه جامى در شرح رباعى خود :« وصل اعداد اگر توانى كرد * كار مردان مرد دانى كرد »گويد : حضرت خواجه قدّس الله روحه مىفرمودند : اگر خواطر تشويش دهد . . . الى آخر ما قال . . . و اين مطالب در ص 66 و ص 67 شرح رباعيّات جامى مذكور است .
( 2 ) - مراد مصنّف ( ره ) شايد آن باشد كه چون سالك در ابتداى امر براى دفع خواطر شيطانيه اگر احضار خيال استاد خاص نمايد ، چون اين خيال بسيار قوى است و سالك طاقت آن را ندارد ممكن است به او تشويش دست داده و به طور استقلال به آن صورت بنگرد در اين حال ، به شرك و صورت پرستى مبتلا مىشود ، و ليكن احضار خيال صورت استاد عامّ چون مصدر ذكر و مناسب با ذاكر است و آن قدر قوى نيست كه ذاكر را به صورت پرستى مبتلا كند اين خطر در او نبوده و از اين جهت أولى و أنسب است .