تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
و در مقابل همين كفر اسلام اعظم است . و همين اسلام است كه حقّ جلّ شأنه خليل خود را به آن امر فرمود : إذ قال له ربّه أسلم . و حقيقت آن عبارت است از تصديق به نيستى خود و اذعان به عجز و ذلّت و عبوديّت و مملوكيّت ، بعد از كشف حقيقت و اعتقاد به اينكه آنچه از خود مشاهده مىنمود از احاطه و نور ، عين فقر و سواد ظلمت است ، بلكه قطع نظر از آنها نيست شود و در جنب هست مطلق و نور محض مضمحل گردد .

نهم ، ايمان اعظم :

و آن عبارت است از مشاهده و معاينهء نيستى خود ، بعد از تصديق و اذعان به آنچه اسلام اعظم است . و حقيقت آن شدّت ظهور و وضوح اسلام اعظم است و تجاوز آن از حدود علم و اذعان تا آنكه به مرتبهء مشاهده و عيان رسد . و از اين جهت بود كه چون خداى تعالى به خليل خود فرمود :
أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » ( سورهء بقره آيه
هامش
پس از شنيدن آنها صيحه‌اى زده بيهوش افتادم صاحب خانه آمده و از حال من استفسار نمود گفتم : همانا اين حال من در اثر آن ابيات كنيزك مىباشد ، آن كنيزك را به من بخشيد من هم قبول كرده و آزادش كردم . ( 1 ) - همانطور كه ملاحظه مىشود مصنّف ( ره ) خطاب خدا را به إبراهيم عليه السّلام به لفظ « أسلم » اسلام اعظم گرفته است ، و پاسخ إبراهيم را به قبول آن به لفظ أسلمت لربّ العالمين مرتبهء عاليتر از آن يعنى ايمان اعظم شمرده است . و شايد اين معنا را از اضافهء كلمهء رب العالمين استفاده نموده است . چون تسليم شدن بعد از تصديق به نيستى خود در مقابل مشاهدهء آثار عظمت خدا نسبت به جميع موجودات و مشاهدهء نيستى خود در برابر ربّ العالمين كه جنبهء ربوبى نسبت به تمام موجودات دارد ، و اعتراف و مشاهدهء اين معنى همان ايمان اعظم است .