روى غفلت همچون حيوانات نموده است . و همانطور كه حيوان بهيمه هيچ ادراك توحيد و ربوبيّت و معرفت را نمىكند و بنابراين بهيميّت لازمهء نفس اوست و نمىتوان گوسفند بودن گوسفند را مثلًا از آن جدا كرد ، همچنين كافران به تمتّعات بُوالهَوسانه و خوردنهاى بهيمانه مشغولند و اين صفت ، ملازم نفس و جان آنها شده است و در آن مخلّد شدهاند ، و بنابراين در آتش دوزخ كه طلوع و جلوهء همان عمل بهيمانه است مخلّد مىباشند ، و مَقرّ و مَثواى آنان آتش خواهد بود .
بارى ، بنا بر آنچه ذكر شد ، آيات قرآن همگى دلالت بلكه صراحت در خلود دارند ، و آنچه بعضى توهّم نمودهاند كه خلود وارد در آيات به معناى هميشگى و جاودانى بودن نيست ، توهّمى بى مورد است .
و امّا آيات وارده در سورهء نَبأ نيز دلالت بر عدم خلود ندارند ؛ و آيات اينست :
إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً * لِلطَّاغِينَ مَآباً * لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً * لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً * إِلَّا حَمِيماً وَ غَسَّاقاً
. « 1 »
« البتّه جهنّم كمينگاه است ، و محلّ بازگشت طغيان گران ، كه در آن قرنها و دهرهائى درنگ كنند ، به طورى كه در آن به هيچ وجه نه از خنكى و برودت ، و نه از آشاميدنى نچشند ، مگر آب گرم پر حرارت و فلزّ گداخته يا چرك خونآلود . »
هامش
( 1 ) » . آيات 21 تا 25 ، از سورهء 78 : النّبأ