است و حسابى نيست ، و فردا حساب است و عملى نيست . »
وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
. « 1 »
« و هر آنكس كه در اين دنيا چشم بصيرتش بسته و كور باشد ، بر همين اساس در آخرت نيز چشم بصيرت او كور و بسته است ، و راهش گمتر است . »
پس دنيا محلّ كسب و تجارت و زراعت است ، و آخرت محلّ بهره و سود و استفادهء از منافع .
مقدّمهء دوّم : آخرت ، باطن و حقيقت دنياست ، و دنيا لباس و ظاهر عالم آخرت است . و اين دو عالم تو در تو است و در طول يكديگر است نه در عرض هم ، و در حقيقت يك واقعيّت و يك تحقّق است كه به دو صورت و دو شكل در دنيا و عقبى جلوهگر مىشود ، و تفاوتش از نظر ديد و نحوهء إدراك و تعقّل است .
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
. « 2 »
« ما ( اى انسان ) پردهء ديدگان تو را از برابر چشم تو برداشتيم ! و بنابراين چشمان تو امروز تيز بين است ! »
اين عالم ، عالم ظاهر مبتلا به غرور ، و زينت ، و فريب ، و محافظهكارى ، و حجاب ، و غفلت از خداست ؛ و آن عالم ، عالم باطن ، و حقيقت ، و واقعيّت ، و برداشته شدن حجاب ، و ظهور نور
هامش
( 1 ) آيه 72 ، از سورهء 17 : الإسراء
( 2 ) قسمتى از آيه 22 ، از سورهء 50 : ق