فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ
. « 1 »
« ( و دوزخيان در روز بازپسين اعتراف نموده ) و مىگويند : اگر ما در دنيا يا گوش به سخنان مىداديم و يا خودمان داراى عقل و انديشهء مستقلّ بوديم ، البتّه از اهل سعير دوزخ نبوديم ! پس ايشان به گناه خود معترف شدند ( كه يا بايد خودشان مستقلّا راه را بيابند و به دنبال خدا بروند و رفع حجابهاى ظلمانى و نورانى كنند ، و يا بايد تحت پيروى و اطاعت درآمده و از تقليد صِرف دست برندارند ) . و بنابراين هلاكت و نابودى و محو و سقوط باد بر أهل سعير دوزخ . »
حجابِ از خدا و در نسيان و غفلت به سر بردن از ياد خدا ، داراى صور و أشكالى است ؛ درجهء شديد دارد و درجهء ضعيف ، و ما بينَهما متوسّطات . و هر درجهء خاصّ از اين حجاب و محروميّت از لقاءِ خدا نيز داراى مظاهر و مَجالى متفاوت است .
از روايت معراجيّهء رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم كه براى آن حضرت بسيارى از مسائل و مواطن بهشت و دوزخ مكشوف افتاد ، ربط بين نوع گناه و نوع پاداش معلوم مىشود . و ما اينك قسمتى از آن را از كتاب « عيون أخبار الرّضا عليه السّلام » مىآوريم :
كيفيّت عذاب زنان معصيت كار ، در حديث معراج
اصناف زنان گناهكار و عذاب آنها
صدوق از وَرّاق از اسدى از سَهل از عبد العظيم حسنى ، از محمّد بن على از پدرش حضرت رضا از پدرانش از أمير المؤمنين صلواتُ الله عليهم أجمعين روايت مىكند كه فرمود :
من و فاطمه بر رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد
هامش
( 1 ) آيه 10 و 11 ، از سورهء 67 : المُلك