بالاى همهء دركات ، جَحيم است كه اهل آن بر روى سنگى از آن جهنّم ايستادهاند ، و در آن جهنّم مخها و مغزهاى سرشان همچون ديگى كه مىجوشد با آنچه در آن هست پيوسته مىجوشد .
و الثانية
لَظى ، نَزَّاعَةً لِلشَّوى * تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى * وَ جَمَعَ فَأَوْعى
« 1 »
« درك دوّم لَظَى است ، كه آن آتش شعلهورى است كه جوارح و دست و پا را مىسوزاند ، و پوستش را بر مىكند . و هر كه را كه از خدا روى گردانيده و به خدا و رسول خدا پشت كرده است ، و مالها را جمعآورى و ذخيره نموده است ( بدون آنكه حقّ مستحقّان را بدهد ) ؛ مىخواند و به خود مىكشد . »
و الثالثة
سَقَرُ
« 2 »
، لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ * لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ * عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ .
« 3 »
« و درك سوّم ، سَقَر است كه حرارت آن ، از دوزخيان هيچيك را باقى نگذارد ، و رها هم نكند بلكه همه را بسوزاند ، و بشره و پوست بدن مردم را داغ كند و متغيّر گرداند . »
هامش
( 1 ) آيات 16 تا 18 ، از سورهء 70 : المعارج
( 2 ) سَقَر معرفه است و به معناى جهنّم است ؛ و عَلَم است و غير منصرف . و امّا سَقَر - به فتحتين - كه مصدر و يا اسم مصدر باشد و يا معناى وصف داشته باشد نداريم ، ولى سَقْر - به فتحهء اوّل و سكون دوّم - به معناى تابش خورشيد و تأثير آتش است بطورى كه صورت را بسوزاند و مغز را به جهت گرما و حرارت آزار رساند .
( 3 ) آيات 28 تا 30 ، از سورهء 74 : المدّثّر