همه لطيف و خبير است ، و لطف و دقّت و نفوذ نامرئى و نامشهود ، سراسر عالم امكان را از ملك و ملكوت فرا گرفته است .
پس هر جا مُمكنى هست ، از عقول مجرّده و نفوس كلّيّه تا برسد به عالم طبع و أظلم عوالم ، در هر جا و در همه جا و با همه چيز ، خداوند هست و معيّت دارد . و معلوم است كه چنين كاخ استوار آفرينش ، از فاصلهء آسمان تا زمين بيشتر است .
شرورِ افعال ، و بديها و زشتيها ، و قبائح و منكرات ، همه از ناحيهء ماهيّت بنده است نه از ناحيهء وجود خدا ؛ همچنان كه در روايت ابن وشّاء ديديم كه حضرت رضا عليه السّلام در نقل گفتار خدا مىفرمايد : اى پسر آدم ! تو در سيّئات و بدىهائى كه انجام مىدهى از من به آنها سزاوارتر هستى ؛ و من در حسنات و خوبىهائى كه بجاى مىآورى از تو به آنها سزاوارتر مىباشم .
حقّاً اين جمله يك كتاب معرفت است ، يك كتاب فلسفه و حكمت است ، و يك عالَم شهود و عرفان است كه از آن معدن نبوّت بيرون تراويده است . و از معجزات باقيهء امامان ما ، يكى همين كلمات دُرربار است كه هر كدام از كوهى سنگينتر و باارجتر است .
شرك و كجنگرى در دوزخ است
شرور و بديها ، امور عدميّه هستند ، و اين امور از ماهيّات نفوس پيدا مىشود ، نه از اصل وجودشان . اصل وجودشان خير محض است ، و خداوند خالق خير است نه خالق شرّ ؛ وَ الشَّرُّ لَيْسَ إلَيْك . و اگر عنوان بدى در نظر قاصر و كوتاه معصيتكاران برداشته شود ديگر معصيت نمىكنند ، همه طاعت است .