تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

مثالى از علّامهء طباطبائى ( ره ) دربارهء نفى جبر و تفويض

حضرت استاد ما علّامهء طباطبائى مدّ ظلّه در اين باره در تعليقات خود بر « كافى » مثالى زده‌اند كه بسيار جالب است . مىفرمايند : « فرض كنيد شخصى داراى مال فراوانى است از باغ و خانه و غلامان و كنيزان و سائر لوازم زندگى . و اين شخص يكى از غلامان خود را انتخاب نموده ، و براى او يكى از كنيزهاى خود را تزويج مىكند ، و به آن غلام جميع حوائج زندگيش را از خانه و اثاثيّهء منزل مىدهد ، و از باغهاى خود به اندازهء آنكه در آن كار كند و كسب روزى در مدّت حيات خود بنمايد نيز مىدهد . حال در اين فرض اگر بگوئيم : آن دادن مالها ، از خانه و اثاث البيت و باغ و ضياع و عَقار هيچگونه در ملكيّت غلام اثرى نمىگذارد ، و مولى همان مولاى مالك است ، و تملّك او نسبت به جميع آنچه به غلام داده است ، قبل از دادن و بعد از دادن مساوى است ؛ اين قول جبريّون است . و اگر بگوئيم : چون مولى به غلام اين اموال را داد ، ديگر از اين به بعد ، غلام مالك وحيد اين اموال مىشود ، و ملكيّت مولى باطل مىگردد ، و امر به دست غلام مىافتد كه هر گونه تصرّفاتى در اين اموال مستقلّا بكند ،
يَفْعَلُ ما يَشاءُ
وَ
يَحْكُمُ ما يُرِيدُ
؛ اين قول اهل تفويض است . و اگر همانطور كه حقّ است ، بگوئيم : غلام مالك مىشود آنچه را كه مولى به او داده است ، و ليكن نه مستقلّا بلكه در ظرف ملك