جملات :
وَ طُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ ،
وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
، و
كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ
، و أمثال اين آيات مىبينيم كه جملات
فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ
،
فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
،
فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
جملهء تفريعيّه است ، يعنى اين مطلب متفرّع بر مطلب سابق و مسبّب از آن سبب است ، و هر شخص وارد به ادبيّات عرب ميداند كه اين جملات تفريع است .
و چون بعضى از ترجمهنويسان قرآنهاى دستى چنين گمان كردهاند كه اين معنى مستلزم جبر است ، اين آيات را اينطور ترجمه كردهاند كه : « چون خداوند مىدانسته است كه آنها اختيار كفر و تجاوز را مىكنند ، لذا دل آنان را مهر زده است . » و يا در ترجمهء آيه 155 از سورهء نساء چنين ترجمه كردهاند كه : « بلكه خدا پس از كفر آنها ، مُهر بر دلشان زد كه به جز قليلى ايمان نياوردند . » ولى بهتر است كه بدون اين دخالتهاى شخصى آيه را به همان عنوان كه هست ترجمه نمائيم .
گرچه از بعضى آيات قرآن بدست مىآيد كه چون انحرافى در آنها بود ، خداوند آنان را گمراه كرد ؛ همچون آيه 10 از سورهء 2 : بقره كه دربارهء منافقان مىفرمايد :
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً
.
« در دلهاى آنها مرض بود ، و بنابراين خداوند مرضى را بر روى آن مرض زياد فرمود . »
و همچون آيه 5 از سورهء 61 : صَفّ كه دربارهء قوم حضرت