تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
سستى است . و چگونه گفتار كاشف الغطاء ضعيف نباشد در صورتى كه تصوّر أمرٌ بَينَ الامرَين كه از ائمّهء ما نقل شده است ، براى عامّهء مردم امكان پذير نيست تا اينكه بدان معتقد شوند . زيرا كه اين مسألهء أمرٌ بينَ الامرين از مشكلات علوم است ، بلكه از أسرار خداوند است كه به حقيقت ادراك آن دست احدى از مردم نمىرسد مگر آن انسان متفرّد و نادر الوجودى كه خداوند او را بدين سِرّ رهبرى كرده است . آيا تو نمىبينى چون نظر حادّ و عميق خود را بيفكنى كه : اكثر از اصحاب ما طائفهء اماميّه كه خواسته‌اند متصدّى إبطال دو مذهب جبر و تفويض شوند ، چنين توان و قدرتى نداشتند كه بتوانند از اعتقاد به تفويض تجاوز كنند اگرچه با زبان انكار آن را مىنموده‌اند . چون چنين مىپنداشتند كه مَنشأ و علّت عدم استقلال بندگان در كارهائى كه انجام ميدهند ، آنست كه آن أفعال از آنها صادر مىشود به واسطهء اينكه خداوند آنان را بر انجام آن كارها قدرت مىدهد و اسباب آن كارها را براى آنان مهيّا و آماده مىكند ؛ با آنكه گمان نمىرود كه يك نفر از كسانى كه قائل به تفويض است ، انكار اين مطلب را بنمايد . و حاصل آنكه اين عقيده و اين مطلب به حسب ظاهر ، عين قول به تفويض است . و علاوه بر اين ، آنكه افكار عامّهء مردم كوتاه‌تر است از آنكه بتوانند مرتبه اى را بالاتر از اين مرتبه تعقّل كنند كه به مرتبهء جبر نرسد . و ليكن تمام اين بيانات در مقام تصوّر تفصيلى اين مسأله است ،