« و ليكن كسى كه شرح صدر دربارهء كفر پيدا كند و سينهء خود را به كفر باز كند ، بر ايشان غضبى است از جانب خدا ، و عذابى است بزرگ . و اين به جهت آنست كه آنان زندگى و حيات دنيوى را بر زندگى و حيات اخروى ترجيح دادند ، و آن را در هنگام اختيار ، دوست داشته و پسنديدند ؛ و البتّه خداوند گروه كافران را هدايت نمىفرمايد . آنانند آن كسانى كه خداوند بر دلهايشان و بر گوش و چشمهايشان مُهر زده است ، و ايشانند البتّه غافلان . »
و محصّل گفتار آنست كه اين آيات و بر همين زمينه آيات بسيارى ديگر كه در قرآن كريم داريم ، به يك نهج و با يك لحن و يك سخن كفر كفّار و اعتداء و تجاوز معتدين را مستند به مُهر زدگى و طبع قلوب آنان يكسره از جانب خدا مىكند ؛ و بدون شكّ ما هم كه اختيار داريم ، اين اختيار خداست ، و منفكّ از اراده و اختيار خدا نيست ، و در عالم حكومت مستقلّى در قبال حكومت خدا نداريم ، و به اندازهء سر موئى اگر در اين اختيار ، خود را مستقلّ بدانيم اين فرضيّه عين ظلم و عين شرك است .
و جملهء زيباى :
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
( و شما هيچ چيز را نمىخواهيد ، مگر آن كه خدا بخواهد . ) در دو جاى قرآن ، اوّل : در آيه 30 از سورهء 76 : إنسان ، و دوّم : در آيه 29 از سورهء 81 : تكوير آمده است .
پس چون خداوند بر دلها مُهر زده است ، مردم نمىفهمند ، و نميدانند ، و ايمان نمىآورند . چون در آياتى كه ذكر شد ، در