سركش و متكبّرى كه ايمان به روز بازپسين نمىآورد » .
مُهر خداوندى ، بر تمام دل و انديشهء شخص متكبّر و جبّار
كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ * الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ .
« 1 »
( پس از آنكه خداوند فرمود : ما يوسف را با آيات و بيّنات فرستاديم ، و پيوسته شما در آنچه آورده بود شك آورديد ، تا چون بمُرد گفتيد : خدا بعد از او رسولى نمىفرستد ، مىفرمايد : ) « اينطور است اى پيغمبر ، كه خداوند هر شخص اسراف كننده و متجاوز و شكآورنده و ترديد كننده را گمراه مىكند ؛ آنان كه در آيات خداوند بدون حجّت و دليلى كه داشته باشند مجادله مىكنند . اين گناه و هلاكت عظيمى است در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آوردهاند . اينطور است اى پيغمبر ، كه خداوند مُهر مىزند بر تمام دل و انديشهء شخص متكبّر و سركش و جبّار . » « 2 »
هامش
( 1 ) ذيل آيه 34 و آيه 35 ، از سورهء 40 : المؤمن
( 2 ) البتّه بايد در اين آيه شريفه توجّه داشت كه لفظ « كلّ » بر لفظ « قلب » مقدّم است نه مؤخّر ، و چنين است :عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ، و چنين نيست : علَى قَلبِ كُلِّ مُتكبّرٍ . زيرا اگر لفظ « كلّ » مؤخّر بود معنايش اين مىشد كه : خداوند مهر مىزند بر دل و انديشهء تمام افراد متكبّر . و اما اين مهر خوردگى بر تمام قسمتهاى دل هر فرد متكبّر بود يا بر بعضى از قسمتها ، و بقيهء قسمتها سالم بود ؛ ديگر آيه در اين زمينه ساكت بود و مفهومى نداشت . و امّا در آيه كه لفظ « كلّ » مقدّم آمده است معنايش اين مىشود كه مهر خوردگى بر تمام قسمتهاى دل شخص متكبّر و جبّار است ، و هيچ قسمت از نواحى دل او بدون مهر خوردگى نيست و سالم نخواهد ماند . و از طرفى چون جنس متكبّر