ميگويد : علىّ بن محمّد بن قُتَيبة نيشابورى از ابو زكريّا : يحيى بن أبى بكر روايت كرد كه : نَظّام به هِشام بن حَكم گفت : اهل بهشت در بهشت إلى الأبد نمىمانند ، زيرا در اين صورت بقاء آنها مثل بقاء خداوند خواهد بود ، و محال است كسى مانند بقاء خداوند بقاء داشته باشد .
هشام گفت : اهل بهشت باقى مىمانند به واسطهء علّت مُبْقيه و باقى گذارندهء آنها كه خداست ، و ليكن خداوند خود به خود و بدون علّتِ مُبقيه باقى مىماند ؛ و البتّه اين بقاء غير از آن بقاء است .
نظّام گفت : محال است كه إلى الأبد باقى بمانند .
هشام گفت : در صورت عدم بقاء ، بالاخره عاقبت آنها چه خواهد شد ؟ !
نظّام گفت : آنان را ضعف و سستى فرا ميگيرد .
هشام گفت : آيا به تو اين آيه قرآن رسيده است كه در بهشت آنچه نفوس ، ميل بدان پيدا كند براى آنها مهيّا است ؟ « 1 »
نظّام گفت : آرى !
هشام گفت : اگر بهشتىها ميل به بقاء و دوام ابدى پيدا كنند و از خداوند بخواهند كه آنها را تا ابد زنده بدارد ، چگونه است ؟ !
نظّام گفت : چنين خيالى را خداوند به فكر آنان نمىاندازد ! و
هامش
( 1 ) چون در قرآن كريم داريم :وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ .( قسمتى از آيه 31 ، از سورهء 41 : فصّلت ) « براى شما در بهشت هر چيزى است كه بدان ميل داشته باشيد . »