الطُّرُقِ ، وَ لا يَغَرْنَ ، وَ لا يُؤْذينَ .
وَ قالَ عَقَبَةُ بْنُ عَبْدِ الغَفّارِ : نِساءُ أهْلِ الْجَنَّةِ يَأْخُذُ بَعْضُهُنَّ بِأَيْدى بَعْضٍ وَ يَتَغَنَّيْنَ بِأصْواتٍ لَمْ يَسْمَعِ الْخَلائِقُ مِثْلَها :
نَحْنُ الرّاضياتُ فَلا نَسْخَطُ ، وَ نَحْنُ الْمُقيماتُ فَلا نَظْعَنُ ، وَ نَحْنُ خَيْراتٌ حِسانٌ ، حَبيباتٌ لِازْواجٍ كِرامٍ . « 1 »
« آن زنان يا حوريان ، تند گفتار و حادّ اللسان نيستند ، و نفس كشيدن آنها با صدا نيست ، و صدا در بينى نمىاندازند و خُرخُر نمىكنند ، و اهل تفحّص و پىجوئى و سر در آوردن از اسرار مردم نيستند ، و تقاضاى شوهران را پيوسته به تأخير نمىاندازند ، و بر شوهران خود تسلّط ندارند ، و بسوى برتران از خود - و يا بسوى منازل مردم - نظر نمىاندازند ، و در راهها و كوچهها رفت و آمد ندارند ، و بر شوهران در مورد زنهاى ديگرشان حميّت و غيرتى اعمال نمىكنند ، و آزار و اذيّت نميرسانند .
و عقبة بن عبد الغفّار گفته است : زنان اهل بهشت دست در دست يكدگر مىاندازند و با صوت خوشى كه خلائق همانند آن را نشنيدهاند تغنّى مىكنند كه :
ما پيوسته خوش و خرّم هستيم و هيچوقت خشمناك نمىگرديم ، و ما پيوسته مقيم هستيم و كوچ نمىكنيم ، و ما در سيرت و اخلاق نيكو و در شكل و شمائل زيبا هستيم ، و ما محبّان و حبيبان شوهران بزرگ و بزرگوار خود هستيم . »
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » مجلّد 5 ، ص 211