چون نَضَخَ يَنْضَخُ نَضْخاً و نَضَخَاناً ، به معناى اشتداد فوران و جوشيدن آب از چشمه است .
فِيهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ .
« 1 »
« در آن دو بهشت ، درخت ميوه و نَخل ، و درخت انار است . »
چون نخل به معناى درخت خرماست نه خود ميوهء خرما ، و بدين قرينه بايد مراد از فاكهه و رمّان نيز درخت ميوه و فاكهه و انار باشد .
فِيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ .
« 2 »
« در آن بهشتها زنان نيكو سيرت و زيبا هستند . »
ضمير
فِيهِنَّ
به جِنَان بر ميگردد كه جمع است ، چون دو بهشت و دو بهشت ، مجموعاً چهار بهشت مىشود .
و چون غالباً لفظ خَيْر در معنى استعمال مىشود و لفظ حُسن در صورت و شمائل ، فلهذا معناى
خَيْراتٌ حِسانٌ
، زنان نيكو اخلاق و طبيعت و سيرت ، و نيكو صورت مىباشد . و
حِسانٌ
جمع حَسْناء است كه مؤنّث است .
حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ
« 3 »
« حوريّههائى كه همگى در خيمههايشان محفوظ و مصون هستند » .
خِيَام جمع خَيْمَة ، و آن به معناى چادر است . و
مَقْصُوراتٌ
يعنى مصون و محفوظ مىشوند از بذل نفوس و خود را تحت اختيارِ
هامش
( 1 ) آيه 68 ، از سورهء 55 : الرّحمن
( 2 ) آيه 70 از سوره 55 : الرحمن
( 3 ) آيه 72 از سوره 55 : الرحمن