به آن مؤمن گفته مىشود : اينك فرستادهء پروردگار تو ، درِ بهشت ايستاده است ! مؤمن به زنهاى خود ميگويد : چه لباسى را شما براى من بهتر ميدانيد ؟ ! زنهاى مؤمن در جواب ميگويند : اى سيّد ما و آقاى ما ! سوگند به آنكه اين بهشت را به تو عنايت كرده است ، ما براى تو هيچ لباسى را بهتر و نيكوتر از اين دو حلّه اى كه پروردگارت برايت فرستاده است نميدانيم !
مؤمن يكى از آن دو حلّه بهشتى را إزار مىكند و به كمر مىبندد ، و يكى را رداء مىنمايد و به دوش مىافكند ، و به سوى ميعاد الهى رهسپار مىشود . و به هيچ چيزى عبور نمىكند مگر آنكه آن چيز از نور اين مؤمن روشن و تابناك مىشود . و مىآيد و مىآيد تا به موعد حضرت ربّ ميرسد .
چون جميع مؤمنان همه در ميعادگاه گرد آمدند ، حضرت ربّ تبارك و تعالى بر آنان تجلّى مىكند ؛ و آنان چون بسوى خدا نظر كنند همه به سجده به رو به زمين مىافتند . خداوند ميگويد : اى بندگان من سر از سجده برداريد ! امروز روز سجده و روز عبادت نيست ؛ من مؤونه و تكليف عبادت را از شما برداشتم !
مؤمنان ميگويند : اى پروردگار ما ! از آنچه به ما عنايت فرمودى ، چه چيز أفضل است ؟ ! تو به ما بهشت را مرحمت فرمودى !
خداوند مىفرمايد : از آنچه به شما دادهام ، اينك هفتاد برابر اضافه كردم . بنابراين براى هر مؤمنى در هر جمعه اى كه بر او بگذرد ،
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 155
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٥٥