أَغْصَانِهَا وَ وَرَقَةٌ مِنْ أَوْرَاقِهَا يَسْتَظِلُّ تَحْتَهَا أُمَّةٌ مِنَ الامَمِ . « 1 »
« طوبى درختى است در بهشت ، در خانهء أمير المؤمنين عليه السّلام . و هيچيك از شيعيان او نيستند مگر آنكه در خانهاش يك شاخه از شاخههايش ، و يا يك برگ از برگهايش مىباشد كه در زير سايهء آن ، امّتى از امّتها مىآرمند . »
و نيز در همين تفسير از پدرش از ابن أبى عُمَير از هِشام بن سالم ، از حضرت صادق عليه السّلام در خبر معراج روايت كرده است كه رسول الله گفتند : سپس من از بيت المَعمور خارج شدم ، و در اين حال دو نهر به اطاعت من درآمدند ؛ يكى از آن دو نهر ، كَوْثَر ناميده شد و ديگرى رَحْمَت . من از نهر كوثر آشاميدم ، و در نهر رحمت غسل كردم . و سپس اين دو نهر به انقياد من بودند تا من داخل بهشت شدم .
و چون داخل شدم ديدم كه در اطراف و حاشيههاى آن ، خانههاى من و خانههاى ازواج من است . و ديدم كه خاك آن مانند مشك بود . و ديدم كه يك كنيزكى خود را در نهرهاى بهشت فرو مىبَرد و با آب شستشو مىكند ، گفتم : اى خانم تو از براى كيستى ؟ ! گفت : من براى زَيد بن حارِثة هستم . و چون صبح شد من اين بشارت را به زيد دادم .
و ديدم مرغانى را كه به مانند و به شكل شتران خراسانى بودند . و ديدمانارهاى بهشت را كه به اندازهء دَلْوهاى بزرگ بودند . و ديدم
هامش
( 1 ) « تفسير قمّى » طبع سنگى ، ص 341