هستند در بهشت نگاه ميدارد و اگر بخواهد فانى مىكند ، همانطور كه در خبرى وارد شده است .
و امّا اصحاب ما : أشاعره ، در نزد آنان بر خداوند چيزى بر سبيل استحقاق واجب نيست ؛ و ليكن خداوند تمام وحوش را محشور مىكند ، و از شاخ زننده بر نفع شاخ خورده قصاص ميگيرد ؛ و سپس مىگويد : بمير ! و آنها ميميرند ( تمام شد كلام فخر رازى ) .
و سپس به دنبال آن نيز مجلسى گويد : اخبارى كه دلالت دارد بر حشر جميع حيوانات عموماً و بر حشر بعضى از آنها بالخصوص ، و بودن بعضى از آنها در بهشت بسيار است و بعضى از آنها در مبحث بهشت خواهد آمد .
و بعضى از آنها در مبحث رُكْبَانُ يَوْمِ الْقِيَمَةِ و غير آن بحث گذشت ؛ مثل گفتارشان عليهم السّلام دربارهء مانع الزّكاة :
تَنْهَشُهُ كُلُّ ذَاتِ نَابٍ بنَابهَا ، وَ يَطَؤُهُ كُلُّ ذَاتِ ظِلْفٍ بِظِلْفِهَا .
« كسى كه از دادن زكات مال خود خوددارى كند ؛ هر صاحب نيشى از حيوانات نيش دار او را به دندان خود پاره كند ، و هر صاحب كَفشى چون شتر و غزال او را با كفش خود بمالد و لِه كند » .
و صدوق در « فقيه » با إسناد خود از سَكونى با اسناد خودش از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلّم روايت كرده است كه : چون ناقه اى را ديدند كه عِقال شده بود ( پايش را بسته بودند ) و بر روى آن ناقه جهازش بود ، فرمودند :
أَيْنَ صَاحِبُهَا ؟ مُرُوهُ فَلْيَسْتَعِدَّ غَداً لِلْخُصُومَةِ ؟ !
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 373
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٧٣