و درنگ كردى !
حضرت گفتند : من آن جمله را نگفتم مگر آنكه ميخواستم تفسيرش را نيز بگويم ليكن در بين سخن از شدّت خستگى نَفَس من گرفت كه بين من و سخن گفتم حائل شد ؛ آرى گناهان سه دسته هستند : گناهانى كه آمرزيده ميشوند ، و گناهانى كه آمرزيده نمىشوند ، و گناهانى كه ما براى مرتكبين آنها هم اميد عفو داريم و هم نگران عذاب هستيم .
گفته شد : يا أمير المؤمنين ! آنها را براى ما بيان كن !
حضرت گفتند : آرى امّا گناه مغفور ، گناهى است كه خداوند بر اثر آن بندهاش را در دنيا عذاب داده است . و خداوند استوارتر و بزرگوارتر است از آنكه بندهء خود را دو بار عذاب كند .
و امّا گناه غير مغفور ، ستمى است كه بندگان خدا ، بعضى به بعض دگر مىنمايند ؛ خداوند تبارك و تعالى چون براى خلائق ظاهر شود سوگندى متين و قوى بر خويشتن ياد كرده است و گفته است :
وَ عِزَّتِى وَ جَلَالِى ، لَا يُجُوزُنِى ظُلْمُ ظالمٍ ، وَ لَوْ كَفُّ بِكَفِّ ، وَ لَوْ مَسْحَةٌ يِكَفِّ ، وَنْطَحَةُ مَا بَيْنَ الشَّاةِ الْقَرْنَآءِ إلَى الشَّاةِ الْجَمَّاءِ ؛ فَيَقْتَصُّ اللهُ لِلْعِبَادِ بَعْضِهِمْ مِنْ بَعْضٍ حَتَّى لَا يَبْقَىِ لِاحَدٍ عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ . ثُمَّ يَبْعَثُهُمُ اللهُ إلَى الْحِسَابِ .
« و سوگند به عزّت و جلال خودم كه ستم هيچ ستمگرى نمىتواند از من بگذرد ، گرچه برخورد كف دستى به كف دستى باشد ؛ و يا ماليدن
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 371
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٧١