أبو حنيفه گفت : فدايت شوم ، مراد از نعيم در نزد شما چيست ؟ !
حضرت گفتند : ما اهل بيت ، نعيم هستيم كه خداوند به سبب ما نعمت خود را بر بندگان خود ارزانى داشته است ، و به بركت ما بندگان خدا الفت گرفتند بعد از آنكه با يكدگر خلاف داشتند ؛ و به بركت ما خداوند بين دلهاى آنان مهر و عطوفت و محبّت و و داد را ايجاد كرد و آنان را برادر يكديگر قرار داد ، بعد از آنكه با هم دشمن بودند . و بواسطهء ما خداوند آنها را به اسلام رهبرى نمود ؛ و اسلام نعمتى است كه منقطع نميشود ؛ و خداوند از نعيمى كه بواسطهء آن نعيم به آنها نعمت داده است بازپرسى مىنمايد ؛ و اوست پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم و عِتْرَت او عليهم السّلام . « 1 »
و مع الاسف « تفسير عيّاشى » از نصف آن تا آخر ، نسخهاش مفقود شده است و در هيچيك از كتابخانههاى دنيا يافت نشده است ، و گرنه ما عين اين روايت نفيس را خود از « تفسير عيّاشى » ذكر ميكرديم .
« تفسير عيّاشى » از نقطهء نظر إتقان ، از متقنترين كتب شيعه است ، و صاحب آن نيز بر كلينى مقدّم است و حقّاً تضييع نصف اين تفسير را بايد از ضايعات مذهب شيعه شمرد و مانند ضايعهء كتاب « مدينهء العلم » صدوق بشمار آورد .
از راوندى « نوادر » با اسناد خود از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام از پدرانش عليهم السّلام از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت است كه : كُلُّ نَعِيمٍ مَسؤُولٌ
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » طبع صيدا ، ج 5 ، ص 534 و 535