ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ
. « 1 »
تفسير آيه : لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ
مرحوم شيخ طبرسى در تفسير اين آيه فرموده است :
مُقاتل گفته است : مخاطب به اين خطاب ، كفّار مكّه هستند كه در دنيا در خير و نعمت بودند ، و در قيامت از شكرانه آن خير و نعمت سؤال ميشوند ؛ چون آنان شكر و سپاس ربِّ نعيم را كه خداوند منّان است بجاى نياوردند و غير او را پرستيدند و به خداوند شرك آوردند ، آنان براى ترك شكر معذّب ميگردند .
حَسَن هم به همين معنى تفسير كرده است ؛ چون گفته است : از نعيم بازپرسى نمىشوند مگر اهل آتش .
اكثر مفسّرين گفتهاند : معنايش اينست كه : اى جماعت مكلّفين ! شما دربارهء نعيم بازخواست ميشويد !
قتادَة گفته است : خداوند به هر صاحب نعمتى از نعمتى كه به او داده است سؤال مىكند .
از سَعيد بن جُبَير وارد است كه : مراد ، نعيم در مأكول و مشروب و سائر لذائذ است .
و از عِكْرِمَة وارد است كه : مراد از نعيم ، صحّت و فراغت است .
و از ابن مسعود وارد است كه : مراد از نعيم : امنيّت و صحّت است .
و نيز اين معنى از مُجاهد وارد شده است ؛ و أيضاً اين تفسير از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السّلام آمده است .
و نيز گفته شده است كه مراد از نعيم ، تمام نعمتهائى است كه
هامش
( 1 ) آيه 8 ، از سورهء 102 : التّكاثر