تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
بعضى گفته‌اند هر يك از آنها بجاى خود محفوظ و به‌هيچ‌وجه اعمال بر روى يكديگر ، فعل و انفعال و تأثير و تأثّرى نميتواند داشته باشد . و بعضى درست در مقابل اين عقيده بر آنند كه : تمام اعمال بر روى يكديگر اثر دارند ؛ و پيوسته تأثير و تأثّر صورت ميگيرد و حبط و تكفير به عمل مىآيد ؛ و در نهايتِ كار اگر آثار أعمال مثبت باقى ماند ، انسان بهشتى است ؛ و اگر آثار اعمال منفى باقى ماند ، انسان جهنّمى است . ولى حقّ اينست كه بگوئيم : حبط فقط در بعضى از موارد است ؛ و در بقيّه جاها بطور اطلاق ، حبط و تكفير تحقّق نمىپذيرد . قاعدهء اوّليّه اقتضاى عدم حبط و تكفير را دارد : براى توضيح اين واقعيّت ميگوئيم : اوّلًا اصل اوّلى ، اقتضاى عدم حبط و تكفير را دارد ؛ چون انسان اعمالى انجام داده است و هر يك از آنها ثبوت و تحقّقى داشته است و در عالم تكوين أثرى بوده و بر روى نفس انسانى تأثيرى داشته است ؛ و قاعدهء اوّلى ، اقتضاى بقاء و ثبوت آن را دارد ؛ و بدون دليل و علّتى نمىتواند عملى عمل ديگر را حبط كند و يا آن را در زير محاسن خود مختفى نمايد . و ثانياً آيات قرآن كريم و روايات وارده از معصومين سلام الله عليهم أجمعين نيز همين واقعيّت را مىرساند . آيه :