شده است ؛ و البتّه در اين موارد به قاعدهء تخصيص بايد از آن قاعدهء كلّيّه رفع يد كنيم : آن موارد در قرآن كريم بيان شده است :
اوّل : شرك به خداوند متعال است دوّم : كفر است . سوّم : ارتداد است . چهارم : تكذيب آيات خدا و لقاء الله است . پنجم : اسائه ادب به پيغمبر اكرم و به ائمّه طاهرين و مقام ولايت است .
و ما در مجلس 43 از جلد هفتم « معادشناسى » بحث كافى در اين مورد نمودهايم و در اينجا به بيش از اين مقدار تجاوز نمىنمائيم .
در روايات نيز فىالجمله بعضى از اعمال زشت را موجب حبط دانسته است : از جمله عقوقِ والدين است ، و از جمله حسد است ، و از جمله عدم اطاعت و پيروى از حاكم شرع اسلام است ، و از جمله ستم و ظلم به بى پناه است .
و ليكن مسلّماً اين اعمال موجب حبط كلّى اعمال و موجب كفر و ارتداد نمىشود ؛ و اگر حبطى هم صورت گيرد فىالجمله خواهد بود ؛ و براى تحقيق در اين موضوع بايد درجات مختلف إحباط را نسبت به درجات مختلف اين اعمال زشت نيز از خاطر نبرد ؛ و نسبيّت را در تمام آنها لحاظ كرد .
در موارد تكفير اعمال حسنه
و همچنين دربارهء تكفير در بسيارى از آيات داريم كه توبه موجب غفران و كفّارهء گناهان است ؛ چون غفران و تكفير به معناى تغطيه است ، يعنى پوشانيدن چيزى را با غِطاء و روپوش ؛ و البتّه توبه حكم سِتار و پرده ايست كه گناهان را در زير خود مخفى مىكند .