تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
عالمِ آدم بوده است ؛ و سرّ من و خمير من در تَطَوُّر أكوان ، قبل از پيدايش من در عالم طبع و اكوان بوده است » . و راجع به اين مطالب ، و كيفيّت توحيد حضرت احديّت تبارك و تقدّس و كيفيّت عالم خلقت ، مرحوم صدر المتألّهين در « أسفار » در كيفيّت علم خداوند به ما سواى خود ، و در فصل ديگرى در علم خداوند كه سابق بر اشياء است ، در زمينه « بَسيطُ الحَقيقَةِ كُلُّ الاشياء » مطالبى بس نفيس و ارزنده آورده است ، كه با اين مطالب ، كيفيّت سؤال و جواب و تكلّم خداوند تبارك و تعالى با محبّان و مقرّبان و انبياى عظام خوب روشن مىشود ، ولى اين مطالب از حوصله اين كتاب خارج است .
مشكل عشق نه در حوصله دانش ماست * حلّ اين نكته بدين فكر خطا نتوان كرد « 1 »
ولى آنچه اين حقيقت را واضح ميسازد گفتار رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم است : نَحْنُ مَعَاشِرَ الانْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِم « 2 » « ما جماعت پيامبران ، چنين مأموريم كه با مردم به اندازهء عقل‌هايشان سخن بگوئيم » .
هامش
( 1 ) » . حافظ شيرازى ( طبع پژمان انتشارات بروخيم ، سنهء 1318 ، ص 50 ) ( 2 ) اين روايت را بدين مضمون در « تحف العقول » ص 36 ، و در « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 17 ( روضه ) ص 41 از « تحف العقول » آورده است . و در « محاسن » برقى ، ج 1 ، ص 195 با اسناد خود از سليمان بن جعفر بن إبراهيم جعفرى ؛ مرفوعاً روايت كرده است كه قالَ : قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 340 | السيد محمد حسين الطهراني