و امّا پس از حصول عقوبت و دخول در آتش ديگر سؤال قطع مىشود .
سوّم : در قيامت ، مواقف يكى نيست ، در بعضى از مواقف سؤال مىشود ؛ و در بعضى نميشود ؛
پس بين مفاد اين دو دسته از آيات تضادّى نيست .
و امّا دو آيه ديگر :
اوّل ؛ آيه :
فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ
. « 1 »
« چون در صور دميده شود ، پس بين مردم روابط نَسَبى نيست و آنها از يكديگر پرسشى نمىكنند »
و دوّم ، آيه :
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ
. « 2 »
« پس بعضى از مردم در قيامت به بعضى ديگر روى آورده و از يكديگر سؤال ميكنند »
جمع اين دو به آنست كه بگوئيم : معناى آيه اوّل آنست كه چون حال آنها در حين نفخ صور شديد است و هر كس به كار خود مشغول است ديگر مجال استخبار از احوالاتى كه نسبت به آن جهل دارند ، نميكنند .
و معناى آيه دوّم آنست كه بعضى از بعضى ديگر سؤالِ ملامت و سرزنش ميكنند ، همچنان كه آمده است :
يَتَلاوَمُونَ
. « 3 »
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 101 ، از سورهء 23 : المؤمنون
( 2 ) آيه 50 ، از سورهء 37 : الصّافّات
( 3 ) ذيل آيه 30 ، از سورهء 68 : القلم