تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
و امّا پس از حصول عقوبت و دخول در آتش ديگر سؤال قطع مىشود . سوّم : در قيامت ، مواقف يكى نيست ، در بعضى از مواقف سؤال مىشود ؛ و در بعضى نميشود ؛ پس بين مفاد اين دو دسته از آيات تضادّى نيست . و امّا دو آيه ديگر : اوّل ؛ آيه :
فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ
. « 1 » « چون در صور دميده شود ، پس بين مردم روابط نَسَبى نيست و آنها از يكديگر پرسشى نمىكنند » و دوّم ، آيه :
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ
. « 2 » « پس بعضى از مردم در قيامت به بعضى ديگر روى آورده و از يكديگر سؤال ميكنند » جمع اين دو به آنست كه بگوئيم : معناى آيه اوّل آنست كه چون حال آنها در حين نفخ صور شديد است و هر كس به كار خود مشغول است ديگر مجال استخبار از احوالاتى كه نسبت به آن جهل دارند ، نميكنند . و معناى آيه دوّم آنست كه بعضى از بعضى ديگر سؤالِ ملامت و سرزنش ميكنند ، همچنان كه آمده است :
يَتَلاوَمُونَ
. « 3 »
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 101 ، از سورهء 23 : المؤمنون ( 2 ) آيه 50 ، از سورهء 37 : الصّافّات ( 3 ) ذيل آيه 30 ، از سورهء 68 : القلم