بجاى لفظ وَحْشَة « غَرِيمَهء » يا مانند آن بوده باشد « 1 » ؛ فلهذا ما در ترجمه بر همين اساس ترجمه نمودهايم .
بارى ، اين مقدارى از رواياتى بود كه دلالت داشت بر اينكه سؤال و حساب براى جميع خلائق است .
و دربارهء عموميّت حساب و سؤال ، از نقطهء نظر جمع بين مفاد دو دسته از آيات قرآن سؤال پيش مىآيد يك دسته از آيات ميفرمايد :
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ * فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِمْ بِعِلْمٍ وَ ما كُنَّا غائِبِينَ
. « 2 »
« پس سوگند به خدا كه هر آينه ما از امّتهائى كه پيامبران را بسوى آنان فرستاديم سؤال مىكنيم - و از خود پيامبران نيز سؤال مىكنيم . و از روى علم ، تمام معلومات خود را كه دربارهء آنها داريم براى آنها حكايت مىكنيم و البتّه چنين نيست كه ما غائب بودهايم » .
و آيه
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ
. « 3 »
« پس سوگند به پروردگار تو كه ما از همگى آنها نسبت به كارهائى كه انجام دادهاند پرسش مىكنيم » .
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
. « 4 »
« و آنان را نگاه داريد ! چونكه مورد بازپرسى و سؤال قرار
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » ج 7 ، ص 274
( 2 ) آيه 6 و 7 ، از سورهء 7 : الاعراف
( 3 ) آيه 92 و 93 ، از سورهء 15 : الحِجْر
( 4 ) آيه 24 ، از سورهء 37 : الصّافّات