ميگيرند » .
و دسته ديگر از آيات ميفرمايد :
وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ
. « 1 »
« و مجرمان از گناهانشان بازپرسى و سؤال به عمل نمىآيد »
و آيه
فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ
. « 2 »
« پس در آن روز هيچكس از جنّ و انس ، از گناهشان پرسش نمىشود » .
چگونه بين مفاد اين دو دسته از آيات ميتوان جمع كرد ؟ چون در دسته اوّل ميفرمايد : همه مورد سؤال قرار ميگيرند ، و در دسته دوّم ميفرمايد : از آنها سؤال به عمل نمىآيد .
شيخ طبرسى فرموده است : جواب اين استفهام را از چند وجه ميتوان داد :
سؤال خداوند ، استعلام نيست
اوّل : آنكه خداوند به عنوان استعلام و كشف مجهول از آنان پرسش نمىكند ؛ بلكه سؤال به عنوان محكوم كردن كفّار و سركوبى آنان و غلبه بر حجّت است ؛ و لذا به دنبال آيه واقع در سورهء رحمن ميفرمايد :
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ
« 3 » « مجرمان ، از علامت و نشانه شان شناخته ميشوند » .
دوّم : در روز قيامت در عَرصَات و موقف از آنها سؤال مىشود ؛ همچنان كه خداوند گفته است :
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ
« آنها را متوقّف سازيد ! چون بايد مورد سؤال واقع شوند » .
هامش
( 1 ) » . ذيل آيه 78 ، از سورهء 28 : القصص
( 2 ) آيه 39 از سوره 55 الرحمن
( 3 ) قسمتى از آيه 41 ، از سورهء 55 : الرّحمن